السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

24

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

جانهايى را از تن به در كرده است . با اين‌وجود ، آن حضرت پارساترين پارسايان و برگزيدهء ابدال و اولياى خداوند است . نكاتى كه گفته شد از جمله فضايل شگفت‌آور و خصايص لطيف آن حضرت است كه به وسيلهء آن اضداد را در خود جمع كرده . بسيار روى داده است كه من در اين مورد با برادران ديگر به گفت‌وگو مشغول شده و حيرت آنان را نيز در اين‌باره دريافته‌ام . اين فضيلت خود مىتواند عبرتى براى ما باشد و امرى است كه بايد در آن ژرف نگريست . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مطالبى گفته كه فشردهء آن چنين است : على ( ع ) داراى خلق‌وخويى متضاد بود . از جمله آنچه سيد رضى آن را نقل كرده و باعث حيرت است . زيرا بيشتر دلاوران و شجاعان صاحب دلهايى سنگين و خونريز و سركشند و بيشتر زاهدان و كسانى كه با پند و اندرز خو گرفته‌اند از دلهايى نرم و لطيف برخوردارند و حال آنكه اين هر دو حالت در شخصيت على ( ع ) جمع آمده بود . از ديگر صفات متضاد على ( ع ) آن است كه بيشتر شجاعان و خونريزان تاريخ از اخلاقى ددمنشانه و سرشتى وحشيانه بهره‌مندند . همچنين بيشتر زاهدان خوددار و عبوس و از مردم گريزانند . على ( ع ) گرچه دليرترين مردمان بود و از همهء آنها بيشتر در ميدان جنگ شركت مىجست و زاهدترين مردم به شمار مىآمد و كسى بود كه بيش از همه از دنيا كناره مىگرفت . به موعظه مىپرداخت و بيش از ديگران خداوند را عبادت مىكرد . با اين‌وجود از لطيف‌ترين خلق‌وخوى بشرى برخوردار و داراى چهره‌اى گشاده و خندان بود . به‌طورىكه به خاطر شوخ‌طبعى آن حضرت بر وى ايراد مىگرفتند . اين صفت خود يكى از عجايب و غرايب لطيف امير المؤمنين ( ع ) است . از ديگر خصايص جالب توجه حضرت على ( ع ) آن است كه بيشتر بزرگان و كسانى كه به گونه‌اى با آنان بستگى دارند ، اخلاقى متكبرانه و غرورآميز دارند و حال آنكه امير المؤمنين ( ع ) كه به گواهى دوست و دشمن ، از نظر نسب پس از پيامبر گرامى اسلام ( ص ) بزرگ‌ترين كس به حساب مىآيد و علاوه‌بر خويشاوندى با پيامبر از بسيارى جهات ديگر نيز بر همه برترى دارد ، از نظر فروتنى در برابر كوچك و بزرگ و نرمخويى با مردمان و دورى از تكبر چه در زمان خلافتش و چه پيش از آن ، سرآمد همهء مردم به شمار مىآيد هيچ‌گاه خلافت و رياست ، اخلاق او را دگرگون نكرد . چرا كه وى هميشه امير و فرمانروا بود . عبد الرحمن بن على بن جوزى در تاريخ خود به نام منتظم مىنويسد : در نزد ابو عبد الله احمد بن حنبل دربارهء خلافت ابو بكر و على سخن بسيار گفتند . سپس احمد بن حنبل سر خود را بلند كرد و خطاب به آنان گفت : شما بسيار سخن گفتيد . خلافت على ( ع ) را زيبا و موجه نكرد ، بلكه اين على بود كه چهرهء خلافت را زينت داد و آن را زيبنده كرد .