السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
94
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
( 1 ) اندوه فاطمه ( س ) پس از رحلت پدرش ( ص ) ( 2 ) كلينى به سند خود از امام صادق ( ع ) نقل كرده است كه فرمود : « فاطمه پس از رسول خدا ( ص ) هفتاد و پنج روز بزيست . در اين مدت نه او را متبسم ديدند و نه خنده زنان . هر هفته دو بار ، روزهاى دوشنبه و پنج شنبه ، بر مزار شهدا حضور مىيافت و مىگفت : رسول خدا ( ص ) در اينجا بود و مشركان نيز در اينجا بودند . ( 3 ) در روايتى از امام صادق ( ع ) آمده است كه فاطمه آنجا نماز مىگزارد و دعا مىكرد تا آن كه بمرد . ابن شهر آشوب از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : فاطمه را از زمانى كه رسول خدا ( ص ) رحلت كرد هرگز خندان نديدم تا آن كه خود نيز از دنيا برفت . ( 4 ) در كتاب السيرة النبويه نوشتهء احمد بن زينى دحلان آمده است : « فاطمه شش ماه پس از پدرش زيست و در طول اين مدت هرگز نخنديد . » ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء به سند خود از ابو جعفر ( امام باقر ) ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : « فاطمه پس از رسول خدا ( ص ) نخنديد مگر روزى كه . . . » و پس از پيامبر شش ماه زيست . ابن شهر آشوب در مناقب گويد : « او پس از پدرش همواره سرش بسته و بدنش بيمار و دلسوخته و گريان بود . لحظه به لحظه از هوش مىرفت و به حسن و حسين مىگفت : پدرتان كو كه شما را گرامى مىداشت و پشت هم بر دوش خويش سوارتان مىكرد ؟ پدرتان كو كه بيش از همه به شما مهربان بود و نمىگذاشت بر زمين راه رويد ؟ ديگر او را نمىبينم كه اين در را بگشايد و يا شما را بر دوشش سوار كند و هيچ كس هم با شما چنين نكند . » ( 5 ) روايت شده است كه : « چون پيامبر ( ص ) از دنيا رفت ، بلال از گفتن اذان خوددارى كرد و گفت :