السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
79
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
انا فقدناك فقد الارض و ابلها * و اختلّ قومك فاشهدهم و لا تغب » مؤلف بلاغات النساء گويد : « هيچ روزى را نديديم كه مردان و زنان بيش از آن روز گريان باشند . » ( 1 ) سيد مرتضى و شيخ طوسى در روايتهاى خود و ديگران نيز نوشتهاند : « سپس فاطمه به خانه بازگشت در حالى كه امير مؤمنان ( ع ) چشم به راه بازگشتش بود و منتظر ديدارش . چون فاطمه در خانه آرام يافت به على ( ع ) گفت : « اى پسر ابو طالب ! آيا همچون بچه در زهدان مادر پردهنشين شده و در خانهء اتهام انزوا جسته و شهپرهاى خود را بشكستهاى ؟ ! در حالى كه امروز پرهاى كوچك هم در پرواز به تو خيانت خواهند كرد . اين پسر ابو قحافه است كه بخشش پدرم و قوت فرزندانم را به زور از من ستانده و آشكارا با من به ستيز برخاسته است . او را در گفت و گويى كه با من داشت ، بسيار لجوج ديدم تا آنجا كه مرا از پشت گرمى اوس و خزرج ( انصار ) محروم كرد و يارى مهاجران را نيز از من بازداشت . مردم نيز از يارى من روى برگرداندند . پس اينك من نه دافعى دارم و نه مانعى . خشمگين از خانه برون شدم و شكست خورده بازآمدم . روزى كه شمشير بر زمين نهادى ، گونه بر خاك ماليدى ( خوار شدى ) پيش از اين گرگان را شكار مىكردى ، اما امروز خاكنشين گشتهاى . نه گويندهاى را از من دور مىكنى و نه باطلى را از من بر مىگردانى . من كه اختيارى ندارم . اى كاش پيش از اين جفا ، و قبل از آن كه به خوارى مبتلا آيم مرده بودم . از اين كه با تو چنين سخن مىگويم از خدا پوزش مىخواهم . واى بر من در هر بامى كه خورشيد سر مىزند ، تكيهگاهم بمرد و بازويم سست شد . تنها به پدرم شكوه مىكنم و تنها از خدا يارى مىجويم . پروردگارا تو از همه نيرومندترى و سختترين مجازاتكنندگانى . » ( 2 ) در اين هنگام على ( ع ) فرمود : « واى بر تو ، نه ، بلكه واى بر دشمنانت . اى دختر پيامبر برگزيده خدا از خشم و اندوه خويش جلوگيرى كن . اى دنبالهء نبوت ، من در دينم هرگز سست نشدهام و هرگز از آن چه در قدرت و توان من است كوتاهى نمىكنم . پس اگر تو به خاطر گذران زندگى اندوهگينى بدان كه روزى تو ضمانت شده است و كفيل تو بر آن ، خدا است كه بايد بر او ايمن و آسوده بود و در برابر آن چه از تو بازداشتهاند بهتر آن را برايت آماده كردهاند . پس خدا را در نظر داشته باش . »