السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
76
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
ستيز جستيد و با پهلوانان و نامآوران نبرد آزموديد . ما قدم بر نمىداشتيم تا شما قدم بر مىداشتيد . به شما امر مىكرديم و شما هم فرمان مىبرديد تا آن كه آسياب اسلام به چرخش افتاد و پستان روزگار به شير آمد و نعرههاى شرك فرو مرد و ديگ تهمت از جوشش بيفتاد و آتش كفر به خاموشى گراييد و نداهاى هرج و مرج ، آرام يافت و نظام دين استوارى گرفت . ( 1 ) پس اينك چرا ، پس از اقرار به دين ، حيران گشتهايد ؟ و چسان در عين آشكارى به نهانكارى افتادهايد ؟ و پس از آن پيشتازى ، عقب نشستهايد ؟ و پس از ايمان شرك ورزيدهايد ؟ ( 2 ) چرا با گروهى كه پيمان خود را شكسته و آهنگ بيرون راندن رسول را كردهاند و آتش جنگ را نخست آنان برافروختهاند ، ستيزه نمىجوييد ؟ آيا از آنها بيم داريد ؟ حال آن كه سزاوارتر آن است كه از خداوند بيمناك باشيد البته اگر مؤمن هستيد . ( 3 ) هشداريد كه من مىبينم شما به تنبلى دل نهادهايد و آن كس را كه به بست و گشاد كارها سزاوارتر بود ، دور كردهايد و به تنآسائى دل خوش داشتهايد و از تنگناى زندگى سخت به وسعت و گشايش رسيدهايد و آن چه را كه محفوظ داشته بوديد از دهان بيرون افكنديد و آن چه را كه فرو خورده بوديد ، بالا آورديد . پس هشداريد كه اگر شما و كسانى كه در زميناند همگى كافر شويد خداوند بىنياز و ستوده است . آگاه باشيد كه من گفتنيها را گفتم با آن كه مىدانم بىتفاوتى با شما عجين گشته و دلهايتان با بىوفايى و خيانت كاملا مأنوس شده است . ( 4 ) امّا آن چه گفتم فيضان دل بود و بيرون ريختن خشم و آن چه كه روانم نمىتوانست تحمل كند . اينك آن چه در دل داشتم ، بيرون ريختم . اين سخنان ، پيش افكندن حجت و دليل بود . پس شتر خلافت را بگيريد اما بدانيد كه پشت اين شتر زخم است و پاى آن شكافته . ننگ آن پاينده است و به غضب خداوند و ننگ جاويد داغ نهاده شد و هر كه آن را بگيرد فردا به آتش برافروخته الهى كه تا دلها نيز نفوذ كند ، دست خواهد يافت . هر چه كنيد در برابر چشم خداست و ستمگران به زودى خواهند دانست كه به چه جايگاهى بازگشت خواهند كرد و من دختر همان كس هستم كه شما را از عذاب دردناكى كه پيش رو داريد ، بيم داد . پس هر چه مىخواهيد بكنيد ما نيز هر چه خواهيم مىكنيم . شما چشم به راه باشيد ما نيز چشم به راه خواهيم بود . »