السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

74

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

برگزيده ، آماده گشتيد . در واقع به بهانهء خوردن كف شير ، لب بر ظرف شير نهاده همهء آن را نوشيديد و براى خانواده و فرزندان او در پشت تپه‌ها و درختان كمين كرديد و ما بر فتنه‌ها و آزارهاى شما كه چونان خنجرى است برّان بايد شكيب ورزيم و بر فرو رفتن شمشيرهاى شما بر شكمهايمان بايد صبر كنيم . اينك شما ادعا مىكنيد كه براى ما ارثى نيست . آيا در پى حكم جاهليت هستيد ؟ و به راستى چه حكمى براى موقنان بهتر از حكم خداست ؟ آيا نمىدانيد ؟ در حالى كه براى شما مانند آفتاب درخشان ، روشن است كه من دختر اويم . اى مسلمانان ! آيا سزد كه ارث پدرم را از من بستانند ؟ ( 1 ) اى پسر ابو قحافه ! آيا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم ؟ به راستى امرى تازه و زشت آورده‌اى ! آيا عمدا كتاب خدا را وانهاده و آن را پس سر انداخته‌ايد ؟ آيا مگر قرآن نمىگويد كه سليمان از داود ارث برد ؟ و در آنجا كه داستان زكريا را نقل مىكند ، مگر نفرموده است كه زكريا به خداوند گفت : پس مرا فرزندى بخش كه از من و آل يعقوب ارث برد و نيز فرموده است : و برخى از خويشاوندان رحمى از نظر ارث بر برخى ديگر تقدم دارند . و نيز فرموده است : خداوند دربارهء فرزندانتان شما را وصيت مىكند براى پسر دو برابر بهرهء دختر است . و نيز فرموده است : ( 2 ) هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد اگر مالى بر جاى نهد ، براى پدر و مادر و خويشان آن چنان كه رسم عدالت است ، وصيت كند كه اين گونه زيبندهء پرهيزكاران است . با اين همه آيا ادعا مىكنيد كه بازهم مرا بهره‌اى نيست و از پدرم ارث نمىبرم ؟ ! آيا پس خداوند شما را به آيتى ويژه كرد و پدرم را از حكم آن استثنا كرد ؟ يا اين كه مىگوييد چون اهل دو كيش از يكديگر ارث نمىبرند مرا از بهرهء خود محروم كرده‌ايد ؟ ! آيا مگر من و پدرم اهل يك كيش نبوديم ؟ يا اين كه شما از پدر و پسر عمويم به عموم و خصوص قرآن آگاه‌تر هستيد ؟ اينك اين تو و اين شتر ، شترى مهار زده و رحل نهاده شده برگير و ببر . ديدار ما روز قيامت كه خداوند خوب داورى است و محمد ( ص ) نيكو داد خواهى و قيامت وعده‌گاه ما كه آن هنگام باطل‌كاران زيان مىبرند و پشيمانى سودشان نرساند . و هر خبرى را زمانى است مسلّم و به زودى خواهيد دانست چه كسى را عذاب خواركننده