السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
61
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
انداخت . آنان به رسول خدا ( ص ) پيغام دادند و با او بر نيمى از فدك مصالحه كردند . » وى گويد : « فدك خالصا از آن رسول خدا ( ص ) بود زيرا هيچ مركب و مركب سوارى بر آن نتاخته بود . پيامبر مردم فدك را در همان ديارشان ابقا كرد و با آنان بر همين نيمه از زمين پيمان مزارعه و مساقات بست . ( 1 ) چون پيامبر ( ص ) چشم از جهان فرو بست فاطمه خواستار ميراث خود شد . أبو بكر از پيامبر ( ص ) روايت كرد كه گفت : ما گروه پيامبران ، ارث بر جاى نمىگذاريم و آن چه باقى گذاريم صدقه است . اصوليون اهل سنت نيز به اين حديث ، بنابر آنكه خبر واحد را حجت مىدانند ، احتجاج مىكنند . » آنها مىگويند : أبو بكر اين حديث را نقل كرده است و اصحاب آن را پذيرفتهاند پس اجماع شده است . ( 2 ) از طرفى فاطمه خواستار عطا ( نحلهء ) خويش شد و گفت كه پيامبر فدك را به او بخشيده است . أبو بكر از او شاهد خواست . على و ام ايمن براى فاطمه گواهى دادند اما أبو بكر گفت : اى دختر رسول خدا ! مىدانى كه جز شهادت دو مرد يا شهادت يك مرد و دو زن مورد قبول نيست . ( 3 ) ابن ابى الحديد گويد : « از على بن الفارقى مدرس مدرسه غريبهء بغداد پرسيدم : آيا فاطمه در ادعاى خود راستگو بود ؟ گفت : آرى گفتم . پس چرا اگر راست مىگفت أبو بكر فدك را به او بازپس نداد ؟ ! تبسمى كرد و با همهء وقار و جديت و حياى خود سخن لطيف و نيكويى گفت . وى اظهار داشت : اگر آن روز أبو بكر به مجرد دعوى فاطمه ، فدك را به او پس مىداد ، فردا دوباره فاطمه پيش او مىرفت و براى همسر خويش خلافت را ادعا مىكرد و أبو بكر را از مقام خلافت خلع مىكرد و آنگاه أبو بكر هيچ عذر و دفاعى از خود نداشت . زيرا أبو بكر به خود قبولانيده بود كه فاطمه در آن چه ادعا مىكند راستگوست و براى اثبات ادعاى خود به بينه نياز ندارد ! » ( 4 ) ابن ابى الحديد گويد : « اگر چه الفارقى اين حرف را به طنز و شوخى گفته است اما سخن او را مىتوان درست دانست . » فاطمه به روايت أبو بكر اذعان نكرد و همچنان بر گرفتن عطاى خويش از پيامبر ( ص ) پاى فشارى به خرج مىداد . ( 5 ) بخارى در صحيح در باب « فرض الخمس » از عايشه ام المؤمنين نقل كرده است كه