السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

60

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

اين شخص حسن بن حسن است . گفت : واى بر تو اين چه مىكند ؟ اين خانهء او و خانه مادر اوست . پس چاره چيست ؟ ( فضاى ) مسجد را وسعت بده و اين خانه را از او بخر . وليد طى نامه‌اى عمر بن عبد العزيز را مأمور اين كار كرد ، اما ساكنان خانه از فروش آن امتناع ورزيدند . حسن گفت : به خدا سوگند ما هرگز مبلغى براى اين كار نخواهيم گرفت . عمر هفتصد يا هشتصد دينار به آنان داد ، و ماجرا را به آگاهى وليد رساند . وليد به عمر دستور داد كه خانه را خراب كرده آن را به مسجد اضافه كند و مبلغ مورد نظر را در بيت المال نگهدارد . عمر نيز چنين كرد فاطمه دختر حسين بن على نيز از آن خانه به جاى ديگرى برده شد . » ( 1 ) ماجراى فدك و ميراث رسول خدا ( ص ) ( 2 ) در معجم البلدان آمده است : « فدك ، روستايى است كه فاصلهء آن تا مدينه دو روز و بنابر قولى سه روز است . در آن چشمه‌اى جوشان و درختان نخل فراوانى است . خداوند در سال هفتم هجرت اين زمين را از راه انعقاد صلح به غنيمت به رسول خدا ( ص ) داد . و سرزمينى است كه از راه صلح فتح شده است . در برخى موارد جان مردم آن سرزمين حفظ مىشود و زمين آنان متعلق به خود آنهاست و در برخى موارد مصالحه مىكنند كه تمام يا قسمتى از آن سرزمين از آن پيامبر ( ص ) باشد . اين سرزمينى بود كه هيچ مركب و مركب سوارى در آن نتاخته بود و تماما و خالصا متعلق به پيغمبر است . » ( 3 ) در اين مجلد ، ما در دو جا از فدك ياد كرده‌ايم ، يكى پس از ذكر « غزوهء خيبر » و ديگرى پس از ذكر « سريه ذات السلاسل » ، زيرا پيامبر ( ص ) سريه‌اى را با على ( ع ) به فدك اعزام كرد چون پى برده بود كه مردم فدك مىخواهند با اهالى خيبر بر ضد پيامبر ( ص ) همدست شوند . اين واقعه پيش از فتح خيبر روى داده است . اهل فدك با شنيدن خبر آمدن على ( ع ) ، و همراهانش راه گريز در پيش گرفتند . على ( ع ) ، نيز اموال و داراييهاى آنان را به غنيمت گرفت . اما فدك آن روز توسط مسلمانان فتح نشد . در پى اين سريّه مردم فدك كه ترسيده بودند دست از يارى اهالى خيبر برداشتند و چون خيبر به دست مسلمانان افتاد ، مردم فدك بيشتر بيمناك شده به پيامبر ( ص ) پيغام فرستادند و با او مصالحه كردند . ( 4 ) محدثان و سيره‌نويسان و مورخان و از جمله محمد بن اسحاق صاحب كتاب المغازى روايت كرده است : « چون رسول خدا ( ص ) از كار خيبر فراغ يافت ، خداوند در دلهاى ساكنان فدك ترس