السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
50
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
( 1 ) روايت شده است كه پيامبر فرمود : « خداوندا اين دو در نزد من محبوبترينند پس تو نيز آنان را دوست بدار و در نسل آنها بركت قرار ده و از جانب خود نگاهبانى بر آنان بگمار . من اين دو و خاندان آنان را از شر شيطان رانده شده ، در پناه تو قرار مىدهم . و براى فاطمه دعا كرد و گفت : خداوند پليدى را از تو بزدايد و تو را پاك و پاكيزه گرداند . و نيز روايت شده است كه پيامبر فرمود : ( 2 ) آفرين بر دو دريايى كه با هم درآميختند و به دو ستارهاى كه با يكديگر قرين شدند . و در روايتى ديگر آمده است كه پيامبر فرمود : ( 3 ) خدايا اين دختر من و محبوبترين كسان نزد من است و اين برادرم محبوبترين مخلوقات تو در نظر من است او را دوست خود قرار ده و معرفتش را به خودت كامل كن و در خاندانش بركت قرار ده . سپس فرمود : ( 4 ) اى على با همسر خويش داخل شو خداوند به تو بركت دهد و رحمت و بركات خدا بر شما باد كه اوست ستوده و بزرگوار . سپس از نزد آنها خارج شد آنگاه دو طرف در را گرفت و گفت : خداوند شما دو تن را پاكيزه گرداند و نسل شما را پاك گرداند . من با دوستان شما دوست و با دشمنان شما دشمنم . شما را به خداوند مىسپارم و او را بر شما مىگمارم . آنگاه به دست خويش در را به روى آنان بست . » ( 5 ) در روايتى است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « به خانهء خود برويد و كار خود را سامان دهيد اما كارى نكنيد تا من بيايم ، على و فاطمه نيز چنين كردند و هر يك در جاى خود نشستند . همسران پيامبر نيز در خانهء آنها بودند و ميان آنان و على پردهاى بود و فاطمه نيز در قسمت زنان نشسته بود . سپس پيامبر آمد . زنان به سرعت بيرون شدند ، اما اسماء بنت عميس بر جاى خويش ماند . زيرا اسماء به هنگام وفات خديجه بر بالين وى حضور داشت . خديجه هنگام مرگ گريست . اسماء از او پرسيد : تو مىگريى ؟ حال آنكه تو سرور بانوان جهانى و همسر پيغمبرى و از زبان او مژده بهشت را دريافت كردهاى ! خديجه گفت : من نه به اين خاطر مىگريم ، اما زن در شب زفاف خود به زنى نياز دارد كه اسرار پنهانى خود را به دو بازگويد و از او كمك جويد . فاطمه هنوز بچه است و من مىترسم به آن هنگام كسى را نداشته باشد كه كارهاى او را انجام دهد . در آن هنگام اسماء بنت عميس گفت : گفتم سرورم من با خداى خود عهد مىكنم كه اگر تا آن روز زنده ماندم به جاى شما در آن شب در خانهء فاطمه بمانم . پس چون آن شب فرا رسيد و پيامبر ( ص ) به زنان دستور داد كه خانه را ترك گويند ، همه جز