السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

49

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

پاكى مخصوص داشت . ( 1 ) آنگاه حفصة اين اشعار را خواند : - فاطمه بهترين زنان بشر است و چهره‌اى ( تابان ) همانند ماه دارد . - خداوند تو را بر تمام آدميان ، به فضل كسى كه به آيات قرآن مخصوص شد ، برترى بخشيد . - خداى تعالى تو را به ازدواج جوانى برتر ، يعنى على كه بهترين حاضران است ، در آورد . - پس اى زنان با فاطمه همگام شويد كه به راستى او بزرگوار است و نزد شخصيت بزرگى است . ( 2 ) سپس معاذه مادر سعد بن معاذ خواند : - سخنى مىگويم كه از دل بر مىآيد و از خير و خوبى سخن مىگويم و آن را آشكار مىسازم . - محمد بهترين فرزندان آدم است و در او تكبر و نادانى نيست . - او به فضل خود راه رشد و هدايت را به ما نماياند كه خدايش به او پاداش نيكو دهد . - و ما همگام با دختر پيامبر هدايتگر و شريفى هستيم كه شرافت در او مكنون است . - او در قله‌اى است كه ريشهء آن بس بلند است و كسى را همانندش نمىبينم . ( 3 ) زنان به اولين بيت از هر رجز بازمىگشتند و سپس تكبير گفته به خانه داخل مىشدند . سپس رسول خدا ( ص ) كسى را در پى على فرستاد و او را طلبيد و دست فاطمه را گرفت و در دست او نهاد و گفت : خداوند براى تو در دختر رسولش بركت نهد . » ( 4 ) در طبقات ابن سعد آمده است : « پيامبر ( ص ) در شب زفاف على ( ع ) ، به منزل او آمد . ام ايمن به سوى آن حضرت رفت . پيغمبر پرسيد : آيا برادرم اينجاست ؟ ؟ ام ايمن پرسيد : چگونه او برادر توست كه تو دختر خويش را به همسرى او دادى ؟ پيامبر گفت : او برادر من است . سپس پرسيد : آيا اسماء بنت عميس هم در اينجاست ؟ گفت : آرى . پيامبر پرسيد : آيا براى گراميداشت دختر رسول خدا آمده‌اى ؟ گفت : آرى . پيامبر نيز براى او دعا كرد . »