حسين علوى مهر

93

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

اما بيان ساير امت ؛ مانند صحابه و تابعين يا علماى امت حجيت ندارد زيرا آيه شامل بيان آنها نمىشود و دليل قطعى مورد اعتماد ديگرى نيز دربارهء حجيت كلام آنها در دست نيست . ايشان در ادامه مىافزايد : حجيت بيان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه عليهم السّلام كه بيان شد منظور بيان شفاهى و گفت و گوى رودررو و زبانى آنها است . اما خبرى كه ديگران آن را نقل كرده‌اند در صورتى كه متواتر يا همراه با قرينهء قطعى باشد حجيت دارد ، ولى اگر متواتر يا محفوف به قرينه نباشد ؛ چه مخالف و چه موافق كتاب ، حجيت ندارد زيرا خبر واحد ظنى اگر مخالف كتاب باشد اصلا بيان نيست و اگر موافق كتاب باشد نيز بيان بودن آن ثابت نشده است ! « 1 » شيخ طوسى رحمه اللّه پس از آن تقليد در تفسير را براى مفسر صحيح نمىداند ، شيوهء صحيح تفسير را تكيه بر دليل قطعى نقلى ؛ مانند روايات متواتر ، و دليل قطعى عقلى مىداند ، اما در ارتباط با تفسير به وسيلهء خبر واحد مىگويد : « و لا يقبل فى ذلك خبر واحد ؛ « 2 » تفسير به خبر واحد صحيح نيست . » نقد و بررسى در علم اصول بيان شده است كه مهم‌ترين دليل حجيت خبر واحد ، سيرهء عقلا است كه شارع آن را امضا كرده است . و همانطور كه سيره ، خبر همراه به قرائن را تأييد مىكند و حجت مىداند ، خبرى كه ثقه و معتبر باشد نيز حجت مىداند و عقلا مىتوان آن را پذيرفت . و آنچه مهم است اين كه مطمئن باشيم آن خبر از معصوم عليه السّلام صادر شده است ؛ حتى اگر وثاقت راوى نيز احراز نشود چنين خبرى معتبر است . « 3 » بنابراين اگر منظور از « بيان » ، اطمينان به صدور آن خبر از معصوم باشد اين در خبر واحد ثقه نيز جارى است و هيچ دليلى بر استثنا كردن خبر ثقهء معتبرى كه همراه با قرينه نباشد ، وجود ندارد .

--> ( 1 ) الميزان ، ج 12 / 262 . ( 2 ) مقدمهء تبيان ، ج 1 / 38 . ( 3 ) اصول الحديث و احكامه / 60 .