حسين علوى مهر

46

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

تأويل در اين آيه ، كيل و وزن خارجى نيست ، بلكه اين كيل و وزن اگر صحيح صورت پذيرد ، جامعه را به صلاح و استقامت اقتصادى مىرساند . اين مصلحت اجتماعى و سلامت اقتصادى ، تأويل امر الهى است . پس حكم پروردگار سبب شد كه كيل و وزن صحيح صورت پذيرد ، و كيل و وزن صحيح ، سبب مصلحت اجتماعى و پايدارى اقتصادى است . بنابراين ، تأويل حكم انشايى پروردگار ( حكم در اوفوا و زنوا ) حقيقتى ( استقامت اقتصادى و مصلحت اجتماعى ) است كه در كالبد كيل و وزن دميده شده « 1 » ( كه اين متعلق كيل و وزن است ) . 4 . و گاه از باب مجسم شدن حقايق است . البته ! نه مانند مجسم شدن و مشاهده با چشم سر ، و نگريستن حسى و دنيايى ، بلكه حقايقى است كه سنخيت آن با اين عالم مادى كاملا متفاوت است ؛ « 2 » مانند تأويل در اين گفتار خداوند : هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا . . . ؛ « 3 » آيا كافران جز انتظار تأويل آيات الهى را دارند [ آن حقيقت‌هايى كه در قيامت به ظهور مىرسد ] روزى كه تأويل [ حقيقت آيات الهى به ظهور و تجلّى مىرسد ] و عاقبت كار را مشاهده مىكنند ، كسانى كه آن روز را فراموش كرده بودند [ با حال تأسف ] خواهند گفت : پيامبران خدا ، حق را براى ما آوردند ، ( اى كاش ) امروز شفيعانى براى ما باشد تا ما را شفاعت كند « 4 » . . . » . بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ . . . ؛ « 5 » مشركان و كفار تكذيب مىكنند [ دين و قرآنى را كه ] آگاهى نسبت به آن ندارند و اين چيزى كه تكذيب مىكنند هنوز تأويل آن ظهور نيافته و حقيقت امر بر آنها آشكار نگشته ، پيشينيان آنها نيز اين گونه تكذيب مىكردند » .

--> ( 1 ) علامه طباطبائى ، قرآن در اسلام ، ص 60 . ( 2 ) الميزان ، ج 3 / 310 . ( 3 ) اعراف / 53 . ( 4 ) الميزان ، ج 8 / 135 . ( 5 ) يونس / 39 .