حسين علوى مهر

40

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

موسى عليه السّلام به عمل خضر عليه السّلام اعتراض مىكند ، چرا كه از حقيقت اين امور بىاطلاع بود ؛ حضرت خضر عليه السّلام در مقام پاسخ مىفرمايد : سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ؛ « 1 » زود باشد از حقيقت و واقعيت چيزهايى كه نتوانستى در برابر آن صبر كنى به تو خبر مىدهم » . و پس از آن كه واقعيت تمام آن كارها را براى موسى عليه السّلام بيان مىكند ، مىگويد : ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ؛ « 2 » اين بود حقيقت كارهايى كه نتوانستى در برابر آنها شكيبائى به خرج دهى » . يكى ديگر از مواردى كه از واژهء تأويل استفاده شده است ، داستان حضرت يوسف عليه السّلام است كه به خاك افتادن پدر ، مادر و برادرانش را چنين بيان مىدارد : وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا ؛ « 3 » پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى به شكرانهء ديدار يوسف به سجده افتادند و او در آن حال گفت : اى پدر ! اين [ سجده‌اى كه اكنون در خارج تحقق يافت ] تأويل ( حقيقت ) خوابى است كه در زمان قبل ديده بودم . نيز ، چنين است داستان دو زندانى همراه يوسف عليه السّلام ، يكى از آنها در خواب ديد كه ، خوشهء انگور را مىفشارد و ديگرى ديد ، سبد نانى بر سر دارد و مرغان از آن نان مىخورند ، پس از اطلاع آنان از دانش يوسف ، خواستند كه خوابشان را تعبير كند ، آنها گفتند : « نبّئنا بتأويله ؛ ما را از واقعيت اين خواب آگاه كن » ، حضرت يوسف نيز در جواب گفت : پيش از آن كه طعامى بيايد و تناول كنيد نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ ؛ « 4 » از حقيقت آن خواب ، شما را آگاه خواهم نمود » . از جمله موارد ديگر استعمال واژهء تأويل ، داستان خوابى است كه پادشاه مصر ديد . و از حضرت يوسف عليه السّلام خواستند تا اظهار نظر كند . خواب چنين بود كه هفت گاو لاغر ، هفت

--> ( 1 ) كهف / 78 . ( 2 ) كهف / 82 . ( 3 ) يوسف / 100 . حضرت يوسف در كودكى خواب ديده بود كه 11 ستاره ، خورشيد و ماه در برابر او سجده مىكنند . يوسف / 4 . ( 4 ) يوسف / 36 - 41 .