حسين علوى مهر

39

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً ؛ « 1 » آيا در قرآن انديشه نمىكنند ؟ ! و اگر از جانب غير خدا بود . اختلاف فراوانى در آن مىيافتند » را باطل خواهد كرد ، زيرا آيه دلالت دارد بر اين كه در قرآن هيچ اختلافى نيست ، و اگر از بين بردن اختلاف در آيات به اين باشد كه هر جا اختلافى در ظاهر ديده شد آن را بر خلاف ظاهر و به معنايى كه غير از خداى سبحان كسى آن را نفهمد حمل كنيم ، حجيت آن آيه از بين مىرود ، زيرا اختلاف نداشتن بدين معنا مختص به قرآن نيست ، بلكه هر كتابى را كه صفحه‌اى از آن با صفحهء ديگرش نسازد و سراپا هم دروغ باشد ، با حمل بر خلاف ظاهر مىتوان آن را توجيه و اختلاف آن را از بين برد . پس اختلاف نداشتن به اين معنا ( به معناى باطنى ) هيچ دلالتى ندارد كه اين كتاب از ناحيهء خدا است ، بلكه نوشتن چنين كتابى براى هر كسى ممكن است . خلاصه اين كه ، اين آيهء شريفه صراحت دارد كه اولا : قرآن در معرض فهم عموم مردم است و همهء مردم مىتوانند در آياتش تأمل و انديشه كنند و ثانيا : هيچ آيه‌اى نيست كه معنايى از آن اراده شود كه خلاف ظاهر باشد و يا جنبهء معمّاگويى و نغزسرايى داشته باشد « 2 » . ديدگاه چهارم : معتقدان اين نظريه مىگويند : معناى تأويل در قرآن عبارت است از : « حقيقت و واقعيت‌هايى كه بيانات قرآن ، حاكى از آنها است » . از طرح كنندگان اين نظريه علامه طباطبايى رحمه اللّه است . « 3 » مهم‌ترين دليل براى اين معناى آياتى از قرآن كريم است كه لفظ تأويل در آنها به كار رفته و همهء آنها بر اين معنا تطبيق دارند . مراد از آيهء وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . . . ؛ « 4 » يعنى حقيقت و واقعيت‌هايى كه خداوند از آيات متشابه اراده كرده است كسى نمىداند مگر خداى متعال و راسخان در علم . در قصهء حضرت موسى و خضر عليهما السّلام در آغاز كه حضرت خضر ، كشتى را سوراخ مىكند و پس از آن پسرى را كشته و سپس ديوار كجى را راست مىكند ، در هر مرحله حضرت

--> ( 1 ) نساء / 82 . ( 2 ) الميزان ، ج 3 / 47 . ( 3 ) الميزان ، ج 3 / 49 . ( 4 ) آل عمران / 7 .