حسين علوى مهر

314

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

در نتيجه مىتوان گفت : منظور از اين گونه آيات اين است كه هيچ چيز مورد نياز مردم در امور دينى نيست مگر اين كه در قرآن بيان شده است ؛ يا با صراحت و يا با ارجاع دادن به علم و بيان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « 1 » چرا كه خداوند مىفرمايد : « آنچه رسول خدا براى شما بيان مىكند آن را بگيريد و از آنچه نهى مىكند بپرهيزيد » . « 2 » اما روايات : اگر روايات مطرح شده ، صحيح باشد ، لازمهء آن ، اين است كه « تبيان » بودن قرآن براى هر چيز ، از دو راه قابل فهم است : يك راه آن فهم متعارف به وسيلهء الفاظ ظاهرى قرآن است ، و راه ديگر غير دلالت لفظى است ؛ يعنى ممكن است اشاراتى در قرآن باشد كه اسرار آفرينش و هستى را در برداشته باشد ، اما علم و دانش عادى ما به آن دسترسى ندارد . « 3 » در نتيجه ، نمىتوان به اثبات رساند كه قرآن دربردارندهء تمام علوم ( تجربى و فلسفى ) است و علوم را بر آيات قرآن منطبق نمود . همين نقد دربارهء دليل افرادى ؛ مانند غزالى نيز وارد است كه از راه باطن و علم باطنى ( الباب ) مىخواهند علمى بودن قرآن را به اثبات برسانند . اثبات اعجاز علمى قرآن كريم نيز ، مبتنى بر اين نيست كه قرآن كريم همهء علوم را در بر داشته باشد بلكه حتى اگر برخى از مطالب علمى نيز در برداشته باشد ، اثبات كنندهء اعجاز علمى خواهد بود . از اين رو ، اين ديدگاه نمىتواند وجود تمام مطالب علمى در قرآن را ثابت كند . دانشمندانى كه طرفدار اين ديدگاه مىباشند ، سخنان گوناگونى دارند و افراد متفاوتى هستند كه مهم‌ترين آنان عبارتند از : 1 . عبد اللّه بن مسعود : صحابى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . از او نقل شده است كه : « من اراد علم الاولين و الآخرين فليتدبر القرآن ؛ « 4 » هر كس دانش اولين و آخرين را مىخواهد بايد در قرآن انديشه كند .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 / 586 . ( 2 ) حشر / 7 . ( 3 ) الميزان ، ج 12 / 325 . ( 4 ) ر . ك : غزالى ، احياء العلوم ، ج 1 / 260 .