حسين علوى مهر

291

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

دين و تفكر دينى از اصول هرمنوتيك جديد كه ارتباط كامل با تاريخ‌مندى متون دارد . جدايى بين « دين » و « تفكر دينى » است . اين اصل مىگويد : « دين » به عنوان يك مجموعه از نصوص مقدس كه از نظر تاريخى ثابت ، و مختص به زمان معين منقضى شده است . و تفكر دينى همان اجتهادهاى بشرى در فهم متون دينى و تأويل آن است . بنابراين ، اين تفكر دينى است كه پاسخ‌گوى نيازهاى هر زمان است و مىتوان آن را در زمان‌ها و مكان‌هاى مختلف جاى داد ، به خلاف « دين » كه پويايى ندارد و مربوط به زمان و تاريخ نزول است كه فرهنگ و نيازهاى آن منقضى شده است . بىترديد اجتهادها و ديدگاه‌هاى مختلف مجتهدان و فقيهان هر زمان و نقد انديشه‌هاى گذشتگان و طرح برخى از انديشه‌هاى نو ، پاسخگوى نيازهاى زمان است . ولى اين ، هم دين است ( اگر براساس شرايط اجتهاد باشد ) و هم تفكر دينى و نيز ممكن است به اعتبارى كه پيش از اين گفته شد ، نوعى قرائت محسوب شود و اگر براساس شرايط نباشد ، نه دين است و نه تفكر دينى و از آن جا كه تقليد كردن براى مجتهد و مفسر حرام است بايد خود توانايى نظريه‌پردازى داشته باشد و هر انديشهء تفسيرى و اجتهادى ، بيانگر لايه‌اى از دين است ؛ يعنى دين و متون دين داراى لايه‌هاى زيادى هستند كه در ظاهر كوچك به نظر مىرسند ولى وقتى شكافته شوند مسائل گوناگونى در آن نهفته است ؛ مانند يك CD كه به ظاهر كوچك ، اما پر از برنامه‌هاى متنوع است . اين را مىتوان بر مسألهء باطن قرآن نيز منطبق نمود كه دست يا بى از راه صحيح به آن ، رسيدن به لايه‌هاى عميق و باطن آن مىباشد . ايدئولوژيك نمودن فهم و قرائت دينى يكى از انديشه‌هاى هرمنوتيك « ايدئولوژيك نمودن فهم و قرائت دينى » است كه اين را وسيلهء نفى ايدئولوژيك نمودن معرفت دينى قرار داده‌اند ، و گاهى اين انديشه به صورت يك حربهء تبليغى بر عليه برخى از قرائت‌هايى كه مورد پسند آنان نيست به كار گرفته مىشود . اما اين كه منظور از ايدئولوژيك نمودن فهم دين و نفى ايدئولوژيك كردن معرفت دينى