حسين علوى مهر

292

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

چيست ؟ آن را روشن نكرده‌اند آيا منظور قداست بخشيدن به يك قرائت و فهم خاص دينى است كه بر ديگر قرائت‌ها برترى يافته است و دليل روشنى هم براى اين برترى نيافته‌اند ؟ يا اين كه منظور از نفى ايدلوژيك نمودن معرفت دينى ، همان اجتهاد و آراى دانشمندان دينى و فرهيختگان فرقه‌هاى مختلف دين اسلام است كه دانشمندان انديشه‌اى را در قالب دين به عنوان يك قرائت و مفهوم دينى ارائه داده‌اند و مكتب‌هاى مختلفى ؛ مانند اشاعره ، معتزله ما تريديه ، ابازيه و . . . پديد آمده است ؟ در اين صورت بايد تمام فرقه‌هاى اسلامى را از مجموعهء دين اسلام خارج نمود . ايدئولوژى ، به معناى علم افكار و دانش انديشه‌ها است در نتيجه منظور از اصطلاح فوق ، علم يا علمانيت فهم دين است كه فهم دين مطابق قواعد علمى است و از آن جا كه تفاوتى بين معرفت دينى و فهم دينى وجود ندارد ، ( چرا كه اين دو به معناى مجموعهء دانسته‌ها و شناخت‌هاى آدمى نسبت به دين خاص است ) تفكيك اين دو ، تلاش بيهوده‌اى براى چاره‌جويى در مشكلات هرمنوتيك غرب است و در واقع مىتوان آن را تابع هرمنوتيك عام دانست . « 1 » هرمنوتيك دينى و مدرنيته متفكران هرمنوتيك دينى با قرائتى اسلامى به دفاع از مدرنيته برخاسته‌اند . در تفاوتى كه اينان بين دين و معرفت ( تفكر ) دينى معتقدند ، ( هر چند كه دين امر مقدس و مورد احترامى است ، اما از آن جا كه اين امر مقدس در محبس تاريخ از حركت در اعصار قرون باز مانده است حضورش در جوامع جديد قابل انكار است ، اما معرفت دينى تجويز كنندهء قرائت‌هاى مختلف است . ) بسيارى از امور دينى را غير مقدس و قابل انكار مىداند و در دين هيچ چيز غير قابل ترديد و انكار وجود ندارد . بنابراين ، دين سنت و واپس‌گرا و معرفت دينى تجددگرا و مدرنيته مىباشد . با اين انديشه ، يك مسلمان به روش هرمنوتيك جديد هرگز در پاسخ به عقلانيت

--> ( 1 ) منظور از هرمنوتيك عام ، تفسير و فهم هر متن براساس قواعد عمومى و مشترك است و در مقابل هرمنوتيك ويژهء قدسى قرار دارد ر . ك : قبسات ، ش 17 ، ويژهء هرمنوتيك دينى / 27 .