حسين علوى مهر

290

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

ضابطه‌مند نبودن مصاديق آن ، مشكل اساسى را حل نكرده و قاعده‌اى كه بتوان موارد آن را متمايز نمود ارائه نكرده‌اند . در قسم اول ( نصوص تاريخى ) بدون معيار و قاعدهء علمى روشن و قابل استنباطى هر چه را بخواهند در زندان تاريخى محبوس و از شر آنها راحت مىشوند ، مثال‌هايى ؛ مانند جن ، شيطان و حسد ، اگر امروز مربوط به مسائل ماوراء محسوسات است دليل نمىشود آنها را از مفاهيم حقيقى امروز خارج كرده و چه تضمينى است كه موارد ديگرى نيز به آنها ضميمه نكنند . در قسم دوم ، اگر چه دلالات مجازى قرآن قابل انكار نيست و دانشمندان فراوانى ؛ مانند جاحظ ، جرجانى ، سيد رضى و . . . مورد به مورد آن را شرح داده‌اند ، ولى قواعد و ضوابط آن نيز به روشنى بيان نموده‌اند ، اما براساس نظريهء هرمنوتيك ، قاعدهء روشنى ارائه نشده و مثال‌هايى ؛ مانند عبادت ، حب و تقرّب نمونهء بارز ضابطه‌مند نبودن اين قسم است . از طرف ديگر حتى مرزبندى صحيح بين قسم اول و قسم دوم نيز وجود ندارد ، چرا نتوان مثال‌هاى قسم اول را براى قسم دوم يا بالعكس منطبق نمود . در نتيجه بىضابطه بودن اين تقسيم نيز باعث سردرگمى انديشه‌هاى علمى خواهد شد . « 1 » لازم به يادآورى است ، در زبان‌شناسى قرآن ، آياتى وجود دارد كه لفظ خاص و مربوط به مورد خاص هستند مانند « و ما محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول اللّه و خاتم النبين » كه قابل انطباق بر شخص ديگرى نيست و يا آيه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ . . . كه مورد خاص آن ، حضرت على عليه السّلام است و نيز قاعدهء معروف كه شأن نزول مخصص آيه نيست ( العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد ) مورد بحث قرار گرفته است ، و ضوابط آن نيز روشن است . « 2 »

--> ( 1 ) ر . ك : عميد زنجانى ، مبانى و روش‌هاى تفسيرى / 28 . ( 2 ) در بحث تفاوت‌هاى تفسير اجتهادى ، و تفسير به روش هرمنوتيك به اين نكته اشاره خواهد شد .