حسين علوى مهر
287
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
به آيندگان است كه فقهى عميقتر با لايههاى دقيقتر از لايههاى پيشينيان ارائه مىدهند و اگر قرائتهاى مختلف به اين معنا باشد اشكالى در روند دين و تفسير متون دينى ايجاد نمىكند ، اما ديدگاه هرمنوتيك در معرفت دينى با اين شيوه نيست و در واقع اين حديث هم روش هرمنوتيك را نفى ، و به شكلى قشرىگرى را نيز محكوم مىنمايد . « 1 » تاريخمندى نص هرش ، عالم هرمنوتيك معاصر بر اين باور است كه براى متن و لفظ دو مقام است ؛ يكى مقام « معنا » و ديگرى مقام « مغز » يا « محتوا » ، و اين دو كاملا از هم جدا هستند ، اولى مربوط به تاريخمندى نص و متون است و دومى قابل انطباق بر زمانهاى مختلف ، چرا كه مربوط به استنباط مفسر و قارى مىباشد . و تفكيك ميان اين ، دو اساسا يكى از اقدامات او در نقد و ردّ ديدگاه هرمنوتيكى گادامر است . تفسير متن ، نزد گادامر هيچ گونه عينيتى را نشان نمىدهد ، هرمنوتيك راه و روش تفسير صحيح نيست ، بلكه دانش فلسفهاى است كه به ما نشان مىدهد چگونه انسانها متن را تفسير مىكنند ، به اعتقاد گادامر تمام تفسير متن بر عهدهء مفسر است ، چرا كه در متن هيچ گونه عينيتى ( objectivity ) نهفته نيست . به گمان هرش ، آراى گادامر مربوط به حوزهء نقد ادبى است ، نه علم تفسير هرمنوتيك ، به اعتقاد او در هرمنوتيك به « معناى » نهفته در متن ( فارغ از تفاسير عصرى ) مىپردازيم ، ولى در نقد ادبى ، « فحواى » متن مطابق با عصرهاى مختلف و مفسران گوناگون ارزيابى مىشود ممكن است فحواى متن تفاوت يابد ، اما معناى آن ثابت بماند . « 2 » يكى از طرفداران ديدگاه فوق در هرمنوتيك دينى ، دكتر نصر حامد ابو زيد است ، او تفكيك ميان « معنا » و « فحوا » را ( كه موجب تأويل متن است ) چنين بيان مىكند : « معنا ، مفهوم بىواسطهء منطوق و نصوص است كه اين مفهوم از تحليل ساختار لغوى آن
--> ( 1 ) ر . ك : عميد زنجانى ، روشهاى تفسيرى / 280 . ( 2 ) عنوان كتاب اصلى هرش « اعتبار تأويل » با مشخصات . E . D . Validity inInterpretation ، Hirsch مىباشد . ر . ك : احمدى ، بابك ، ساختار و تأويل متن ، ج 2 / 570 - 613 .