حسين علوى مهر
285
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
خوارج مىفرستد مىفرمايد : با آيات قرآن با آنها محاجه نكن ، چرا كه قرآن تاب معانى مختلف و امكان تفسير گوناگون دارد ، تو چيزى مىگويى و آنها چيز ديگر . « 1 » در نتيجه ، قرآن قابل تفسير و تأويلهاى مختلف است و قرآن فرهنگ زاست و فرهنگ زايى بودن قرآن ، فرهنگ زايى تأويلها « 2 » و قرائتهاى مختلف از متن قرآنى است ، حتى در هر زمان مىتوان قرائت مناسب با همان زمان از قرآن به دست آورد . بدون ترديد تأويل كه روى ديگر نص است از ساز و كارهاى مهم فرهنگ و تمدن در توليد معرفت است و چنانچه يك نص ، محور تمدن و فرهنگى قرار گيرد به ناچار تفاسير و تأويلهايش متعدد مىگردد . « 3 » اختلاف فتاوا و ديدگاههاى فقيهان ممكن است دليل ديگرى بر صحت قرائتهاى مختلف با انديشهء هرمنوتيك دينى باشد . كاربرد واژهء « قرائتها و اختلاف قرائت در دين » كه در هرمنوتيك غرب مطرح است پوششى است براى نقصانها و ناهنجارىهاى موجود در متون كتب مقدس كه با طرح اين انديشه بتوانند به شكلى نيازهاى موجود را پاسخ داده باشند ، و وجود مطالب مخالف با خردورزى و مبانى عقل و انديشه و تناقضات كتابهاى دينى را به نوعى انكار نمايند . در حالى كه طرح چنين انديشهاى كاملا با متن كتاب آسمانى ما مغايرت دارد ، چرا كه آيات الهى هر گونه برداشت ، تفكر و تفسيرى را برنمىتابد در غير اين صورت معرفت دينى امرى بدون روش ، بىضابطه و رنگپذير از ذهنيتهاى متفاوت عالمان تلقى مىشود . استنطاق نيز به معناى هر گونه برداشت از قرآن كريم نيست تا مجوز قرائتهاى مختلف شود ، بلكه به معناى برداشت با داشتن شرايط مفسر بودن است ؛ و استنطاقى معتبر است كه با ظاهر نص منطبق و در واقع به منزلهء بيان نص باشد ، نه اين كه نص محكوم آن باشد . طرح هر انديشهاى از هر متنى نيز نمىتواند استنطاق آن متن باشد ، چرا كه تدبر در نص ، توازن با آيات
--> ( 1 ) نهج البلاغة ، همان ، نامهء 77 . ( 2 ) تأويل به معناى تفسير و فهم به معناى هرمنوتيكى است ، نه تأويل اصطلاحى در تفسير . ر ، ك : مفهوم النص ؛ دراسه فى علوم القرآن / 240 . ( 3 ) مفهوم النص / 9 ، 219 .