حسين علوى مهر

284

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

مورد موجودات طبيعى نيز تسرى مىدهد و از پديده‌هاى طبيعت نيز اشكال سمبوليك ترسيم مىكند و روند تأويل را به بيرون از حوزهء هرمنوتيك مىكشاند . تأويل عرفانى ابن عربى را هرمنوتيك شمردن ، آن گونه كه برخى اصرار ورزيده‌اند « 1 » روشى ناپسند براى تخريب عرفان ابن عربى و تحريف هرمنوتيك محسوب مىشود . در عرفان ابن عربى همواره شهود و كشف قلب ، معيار تأويل است چه در حوزهء قرآنى و كتاب تشريع و چه در حوزهء عالم هستى و كتاب تكوين . به خلاف هرمنوتيك هستى شناسانه كه عقل محض حكم فرما است . نص و قرائت‌هاى مختلف يكى از اساسىترين اصل هرمنوتيك اين است كه ، متن هيچ‌گاه سخن نمىگويد ، بلكه خوانندهء متن آن را به سخن مىآورد ، بر اين اساس هر متن براساس فهم مفسران ، داراى برداشت‌ها و قرائت‌هاى مختلف خواهد بود و همهء آنها نيز صحيح است . طرفداران هرمنوتيك دينى ؛ از جمله دانشمند مصرى ، نصر حامد ابو زيد براى توجيه اين اصل به سخنانى از امام على عليه السّلام نيز استشهاد نموده‌اند . « 2 » حضرت مىفرمايد : « و هذا القرآن انّما هو خط مستور بين الدفتين لا ينطق بلسان و لا بد من ترجمان و انّما ينطق عنه الرجال ؛ « 3 » اين قرآن خطوطى است كه در ميان جلد پنهان است ، با زبان سخن نمىگويد نياز به ترجمان است و تنها انسان‌ها مىتوانند از آن سخن بگويند . » در جاى ديگر مىفرمايد : « ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق » « 4 » بنابراين ، متن و نص كتاب آسمانى ، خود زبان ندارد و خوانندهء متن بايد آن را استنطاق كند و به زبان آورد . و اين ، زمينهء قرائت و تأويل‌هاى متعدد است . نيز در سفارش‌هاى آن حضرت به ابن عباس است هنگامى كه وى را براى گفت و گو نزد

--> ( 1 ) سنيگ ، هرمنوتيك در عرفان ابن عربى ، ترجمهء عبد الحميد اسكندرى . به نقل از : مبانى و روش‌هاى تفسيرى / 301 . ( 2 ) نقد الخطاب الدينى / 97 ، 111 ، 121 . ( 3 ) نهج البلاغه ، خطبهء 125 . ( 4 ) همان ، خطبهء 158 .