حسين علوى مهر

273

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

جريان‌هايى كه به هيچ طريق در دسترس نيستند ، بلكه در موضوع يا متن معنادار نهفته است كه اگر چه از مؤلف و خواننده مستقل است ، ولى هر دو در آن شريكند ! . « 1 » هرش از گادامر دربارهء فهم‌ها و تفسيرهاى فرامتنى چنين نقل مىكند : معناى متن همواره - و نه گاهى - فراتر از معنايى است كه مؤلف آن در سر دارد . فهم فعالييّتى توليدى است ، نه باز توليدى . « 2 » بنا به ديدگاه هرش ، نتيجهء آشكار اين نظريه آن است كه معناى متن ، همواره نامعين است و تفسير ، بىمورد خواهد بود ؛ زيرا فقط زمانى تفسير ، كنشى موجه است كه متن يك معنا داشته باشد نه هر معنايى و اين همان انديشهء برداشت‌ها و قرائت‌هاى مختلف از يك متن مىباشد كه امروزه مورد توجه برخى از مكاتب قرار گرفته است . موارد اختلاف ديگر اين دو مكتب ، وجود پيش فرض‌ها است كه در نظريهء گادامر جست و جوى فهم بدون پيش فرض ، بيهوده است ، هر چيز و هر متن از ديدگاه خاصى مورد تفسير قرار مىگيرد كه افق خاصى را روشن مىسازد و مىتوان گفت كه تفسير مستلزم تركيب افق‌هاست ؛ يعنى افق‌هاى گذشته و حال ، يا افق فهم مفسر و افق فهم متن ، چرا كه افق مفسر در مواجهه با اشيا و متن دائما تعديل مىشود ، اما هيچ تفسير عينى و نهايى وجود ندارد ، ما نمىتوانيم مطمئن شويم كه تفسير ما صحيح يا بهتر از تفسيرهاى قبلى است . تفسيرها و قضاوت‌هاى ما در مورد تفسيرهاى گذشته در معرض تجديد نظرهاى آينده است . و اين به خلاف انديشهء ديلتاى و پيروان او ؛ مانند هرش مىباشد . تفسير هرمنوتيك قرآن روش تفسير هرمنوتيك قرآن كه نداى آن از غرب برخاسته شد ، پيش از انتقال به زبان فارسى نخست در آثار عربى توسط اساتيد زبان عرب مطرح گرديد و سپس به طور ناقص و نارسا به آثار فارسى انتقال يافت .

--> ( 1 ) نيوتن ، هرمنوتيك ، ترجمهء يوسف اباذرى . ر . ك : فصلنامهء ارغنون ، ش 4 / 1373 . ( 2 ) همان .