حسين علوى مهر
272
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
گادامر » ( 1900 م ) كه علم هرمنوتيك را « كاوشى فلسفى در خصوص خصلت شرايط لازم براى هر گونه فهم محسوب مىكنند « 1 » . يكى از موارد اختلاف اين دو سنت در نيت مؤلف است آيا متن را بايد با اتكا به قصد و نيت مؤلف فهميد يا اين كه نيت مؤلف گمراه كننده است و اثر موجودى است مستقل ؟ ( آنچه مهم است اثر مؤلف است نه نيت او ) ويلهلم ديلتاى كار خود را در زمينه هرمنوتيك متمركز به شناخت نيت مؤلف مىداند . « 2 » « هرش » از پيروان سنت ديلتاى ؛ مانند او معتقد است كه ، نيت مؤلف بايد معيارى باشد كه به وسيلهء آن اعتبار يا صحت هر تأويل ( توضيح معناى عبارتى ) سنجيده شود . او سپس مدلل مىسازد كه اين نيت ، موجودى معين است كه دربارهء آن مىتواند شاهد عينى جمع آورد و لذا وقتى كه شواهد در دست باشد مىتوان به تعيين معناى آن پرداخت و اين معنا نيز به طور كلى معتبر شناخته خواهد شد و بدين سان به نظر مىآيد كه رؤياى ديلتاى در خصوص تأويلى يا اعتبار عينى به تحقق خواهد پيوست . اما سنت « هايدگرى » و ديدگاه « گادامر » در نقطهء مقابل اين نظريه قرار دارد ، ريچارد پالمر كه مؤيد ديدگاه اين سنت به نظر مىرسد مىگويد : نگريستن به اثر براى راه يافتن به ذهنيت مؤلف ، به درستى مغالطه دانسته مىشود و شهادت مؤلف در خصوص نيات و مقاصد خودش نيز به درستى شاهدى ناپذيرفتنى محسوب مىگردد . اين اختلاف ، اختلافى بسيار بزرگ است كه بر كل ديدگاه هرمنوتيك تأثير گذاشته . گادامر ، به نظريهء « التفات مؤلف » نقدهايى مفصل دارد . از نظر گادامر وقتى مىگويند : معناى متن همان است كه منظور مؤلف بوده است ؛ يعنى در افتادن به روان شناسىگرى رمانتيك ناب ؛ زيرا معناى متن در جريانهاى ذهنى نهفته نيست ،
--> علوم انسانى و ارتقاء آن تا حد علوم تجربى در سر مىپروراند . ( 1 ) ريچارد پالمر ، علم هرمنوتيك ، ترجمهء محمد سعيد حنايى / 55 ، انتشارات هرمس . ( 2 ) همان ص 77 - بابك احمدى ساختار و تأويل متن ج 2 / 530 نشر مركز .