حسين علوى مهر
271
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
اما در غرب از عمر اين حركت بيش از دو قرن نمىگذرد ، و « فردريش شلاير ماخر » friedr ichschleirmacher ( 1768 - 1834 م ) را بنيانگذار هرمنوتيك جديد شناختهاند . اما اين دانش به عنوان يك مكتب و روش انديشه ، نخستين بار حدود صد سال پيش توسط ويلهلم ديلتاى wilhelmdilthey ( 1833 - 1911 م ) تدوين شد ، و هدف او بالا بردن ارزش علوم انسانى و هم طراز كردن آن با علوم تجربى بود . اين نظريه بين اوج و حضيض و عمق چاهها سرگردان و داراى فرازها و نشيبها بوده است ، ولى جريانهاى فكرى جديد ، باعث شد تا اين نظريه مجددا رشد كرده كه عوامل رشد آن عبارتند از : 1 . ساختار زبانى در فرهنگها تأثير عميق داشته و بر تجربه ، تحميل شده است . 2 . تجربه بشرى ماهيتى تفسيرى داشته كه فرهنگ و زبان ، واسطهء اظهار آن هستند . « 1 » در اين زمينه پروتستانها ( متكلمان پروتستان ) بيشترين سهم را در اصلاح و نقد آن داشتهاند . نصر حامد ابو زيد - روشنفكر مصرى - مىگويد : هرمنوتيك هم در دانش قديم مطرح بوده است و هم در عصر جديد و دانشهاى آن ، و محور آن بر ارتباط و علامندى مفسر نسبت به نص مىباشد و اين محور مخصوص تفكر غرب نيست ، بلكه در آثار عربى قديم و جديد نيز قابل مشاهده است ، ولى از آنجا كه امروزه در مغرب زمين مطرح شده است سزاوار است كه با انديشههاى غربى نيز تعامل داشته باشيم . « 2 » تفكر هرمنوتيك در غرب داراى دو ديدگاه عمده است ؛ يكى سنت « شلاير ماخر » ( 1768 - 1834 م ) ، بنيانگذار علم هرمنوتيك جديد و پس از آن « ويلهلم ديلتايى » ( 1833 - 1911 م ) كه علم هرمنوتيك را « نظام عام روش شناختى نهفته در پس تأويل مىانگارند » « 3 » و ديگرى سنت پيروان « مارتين هايدگر » ( 1889 - 1976 م ) از جمله « هانس
--> ( 1 ) اين دو ديدگاه در انديشههاى انديشمندان مصرى ؛ مانند امين خولى و دكتر حامد ابو زيد به خوبى قابل مشاهده است كه در بحثهاى آينده ، مطرح مىشود . ( 2 ) نصر حامد ابو زيد ، اشكاليات القرائة و آليات التأويل / 14 . ( 3 ) « ويلهلم ديلتاى » پس از « شلاير ماخر » براى نخستين بار رؤياى تدوين يك روش بنيادين براى رشد