حسين علوى مهر

267

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

در اين شيوه چنان كه گذشت ، « ابو عبيدة ، معمر بن مثنى » ( متوفاى 210 ق ) كتابى به نام « مجاز القرآن » تأليف كرده است . منظور از مجاز قرآن ، مجاز در علم بلاغت نيست ، بلكه منظور همان معناى لغوى است . منظور از « غريب القرآن » تفسير و معنا كردن لغاتى است كه در يك قبيله معروف بوده ، در حالى كه در ميان بسيارى از قبائل ديگر عرب ، اين لغت غريب است ولى در قرآن به كار رفته است . در اين جا به چند نمونهء آن اشارت مىرود : « الودق » به معناى باران ، لغت قبيلهء « جرهم » ، « المنسأة » به معناى عصا ، لغت قبيلهء حضرموت ، « آسن » به معناى گنديده ، لغت قبيلهء تميم ، « سعر » به معناى جنون ، لغت عمان « بسّت » به معناى كوبيده شده ، لغت قبيله كنده و . . . در اين زمينه نيز دانشمندان تلاش‌هايى نموده و تأليفاتى در « غريب القرآن » دارند كه نخستين آنها « محمد بن سائب كلبى كوفى » ( متوفاى 146 ق ) ، نسب‌شناس معروف از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السّلام است . پس از او « ابوفيد ، مؤرج بن عمرو » سدوسى بصرى ( متوفاى 174 ق ) و « ابو الحسن ، نضر بن شميل مازنى » ( متوفاى 203 ق ) مىباشد . « 1 » در ميان قرون متأخر مىتوان به « تفسير غريب القرآن » ، شيخ فخر الدين طريحى نجفى ( متوفاى 1085 ) اشارت نمود كه دربردارندهء غرايب الفاظ قرآن كريم و حتى معانى متعدد يك لفظ در قرآن كريم است ، و نيز اين كه اصل لفظ به چه زبانى است ، آيا فارسى است يا لغت ديگر . مفهوم « معانى القرآن » نيز روشن است كه هدف در آن ، روشن كردن معانى الفاظ قرآن ، كه گسترده‌تر از بحث « غريب القرآن » است . مىتوان در اين زمينه به كتاب « معانى القرآن » ، تأليف ابو اسحاق ، زجاج ( متوفاى 311 ق ) اشارت نمود . او اگر چه در تفسير خود ، از مباحث ادبى ، بيانى و حتى به نقليات نيز پرداخته است ، ولى بيش‌تر مباحث و فصل‌هاى آن ، مبتنى بر لغت است و تفسير لغوى به شمار مىرود . « 2 »

--> ( 1 ) التفسير و المفسرون ، ج 2 / 511 . ( 2 ) دكتر حسين صغير ، مناهج التفسير / 108 .