حسين علوى مهر
243
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
كلام الهى آيات فراوانى از قرآن صراحت دارد ، كه خداوند متعال ، متكلم است . برخى از آن آيات عبارتند از : مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ؛ « 1 » برخى از پيامبران كسانى هستند كه خداوند با آنها تكلم كرده است » . وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً ؛ « 2 » خداوند با موسى تكلم كرد » . وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ ؛ « 3 » و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت » . وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا . . . ؛ « 4 » خداوند با بشرى سخن نمىگويد ، مگر از راه وحى ، يا از پشت حجاب ، يا فرشتهاى را مىفرستد . . . » . دانشمندان اسلامى در اين كه خداوند متعال ، متكلم است هيچ اختلافى ندارند ، ولى در چگونگى و قديم و حادث بودن آن صفت ، اختلاف نمودهاند . طرح اين بحث از مهمترين علل پديد آمدن « علم كلام » بوده است كه مدتهاى زيادى افكار و انديشههاى دانشمندان اسلامى را به خود مشغول ساخت و مشاجرات و نزاعهاى فراوانى كه تاريخ آنها را ثبت كرده است در ميان آنان رخ نمود و معروف به « محنة خلق القرآن » شد . سه عامل مهم باعث اختلافات فوق گرديد كه عبارتند از : الف . دخالت حكومتها و خلفا ، طرفدارى حكومتها از افكار يك گروه و طرد گروه ديگر ، باعث تشديد اين اختلافات شد ، چنان كه در عصر امويين و اوائل عصر بنى عباس ، از « اهل الحديث » طرفدارى مىشد و در زمان مأمون تا عصر متوكل ، حكومتهاى وقت ، از « معتزله » طرفدارى مىكردند تا جايى كه اعتزال به عنوان عقائد رسمى مسلمانان در آن زمان اعلام شد و به همين جهت حكومت وقت ، بعضى از دانشمندان اهل حديث را زندانى و حتى احمد بن
--> ( 1 ) بقره / 253 . ( 2 ) نساء / 164 . ( 3 ) اعراف / 143 . ( 4 ) شورى / 51 .