حسين علوى مهر
225
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
عصمت و طهارت عليهم السّلام براى آن نيامده است ، افزون بر آن ، يك بعدى نگرى است و در نهايت آنچه مفسران صوفيه و باطنيه و نيز عرفا به عنوان تفسير آوردهاند ، از حدود دلالت لفظى و مناسبات آن بيرون بوده است . تنها امرى كه مىتواند مورد ادعاى آنها باشد اين است كه معانى مورد نظر آنان ، مقصود حقيقى آيات مىباشد و اين خود چيزى نيست جز تأويل ، و نظر به اين كه تأويلاتشان متكى به وحى و سرچشمهء علوم رسالت نيست ، مصداق تأويل باطل محسوب شده و مشمول آيهء 7 از سورهء آل عمران است كه مىفرمايد : فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ ؛ آنان كه در قلبهايشان كجى و انحراف از راه حق وجود دارد ، به دنبال فتنه جويى و يافتن تأويلى ساختگى ( براى آن آيات متشابه ) به پيروى از هواى نفس خود مىباشند . » بديهى است هيچ فتنهاى خطرناكتر ، زيانبارتر و جبران ناپذيرتر از فتنه در دين نيست . « 1 » تفاسير عرفانى 1 . تفسير تسترى نويسندهء اين تفسير ابو محمد ، سهل بن عبد الله تسترى ، متولد 200 و متوفاى 283 ق است ، او از عرفاى بزرگ ، اهل رياضت و صاحب كرامت بوده كه مدت زمان طولانى ، در بصره اقامت گزيده و در آن جا وفات نموده است . 2 . حقايق التفسير سلمى مؤلف آن ، ابو عبد الرحمن سلمى ، متولد سال 330 و متوفاى 412 ق از شيوخ صوفيه در خراسان است كه حاكم نيشابورى و قشيرى ، بسيارى از مطالب علمى را از او گرفتهاند . نمونهاى از تفسير عرفانى در ذيل آيهء وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ « 2 » مىگويد : قال بعضهم : هو الذى بسط
--> ( 1 ) عميد زنجانى ، مبانى و روشهاى تفسيرى / 249 . ( 2 ) رعد / 3 .