حسين علوى مهر
183
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
ب . مفسر مانند كلام ساير مردم به تفسير و فهم آيات قرآن بپردازد و كلام خدا را با سخن مردم مقايسه كند ، اين در حالى است كه كلام خدا با كلام بشر متفاوت است ، زيرا الفاظش در عين اين كه از هم جدا هستند به يكديگر متصل نيز مىباشند ( برخى آيات ، برخى ديگر را تفسير مىكنند ) . به عبارت ديگر : نهى از شيوهء برداشت است ، يعنى نبايد از قرآن مانند كلام معمولى ديگر مردم برداشت كنيم ، هر چند اين گونه برداشت از قرآن گاهى ما را به مقصد نرساند و گفتار حق را به ما نشان دهد ، اما چون شيوه صحيح نيست ، اين تفسير مورد مذمت و نكوهش قرار گرفته است . گواه بر اين معنا روايتى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « من تكلّم فى القرآن برأيه فاصاب الحق فقد اخطأ ؛ كسى كه با رأى خودش دربارهء قرآن و تفسير آيات آن سخن بگويد خطا كرده است هر چند كه آن رأى حق باشد . « 1 » 9 . تفسير كردن آيات مشكل قرآن ، به گونهاى كه با مذهب و گفتار صحابه و تابعين مطابق نباشد و از آنها نيز سابقه نداشته باشد . ( روشن است كه اين ديدگاه نيز از ، ابن انبارى از اهل سنت است ولى بايد افزود كه اگر بدون تطبيق با اخبار و آثار ائمهء معصومين عليهم السّلام باشد ، مصداق تفسير به رأى است ) . 10 . در معناى آيه چيزى بگوييم ، و بدانيم كه حق بر خلاف آن است . « 2 » 11 . هر گاه انسان عقيدهاى را براى خود انتخاب كرده و كوشش كند شواهدى از قرآن و احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت عليهم السّلام براى آن بتراشد و هر گاه در ميان آنها چيزى كه صريحا يا ظاهرا موافق عقيدهء او باشد نيابد ، براى رسيدن به مقصد خود آيات و رواياتى را انتخاب نمايد و بدون هيچ گونه قرينهاى ، بر خلاف مفهوم ظاهر آن تفسير كند ، چنين كارى را تفسير به رأى گويند . به تعبير ديگر : براى فهم معنا الفاظى كه در قرآن و سنت وارد شده و همچنين براى فهم معنا جملهها ظوابطى در ادبيات عرب و در كتب لغت و صرف و نحو وجود دارد كه انسان بايد با توجه به اين ضوابط و با آنچه متون معتبر لغت و قواعد ثابت ادبيات هر زبان و
--> ( 1 ) الميزان ، ج 3 / 76 - 77 . ( 2 ) همان 78 ، به نقل از : ابن انبارى .