حسين علوى مهر

182

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

آيات متشابه را تفسير كند ، تفسير به رأى خواهد بود ) . 3 . تفسيرى كه تأييد كنندهء مذهبى فاسد باشد ، به اين گونه كه آن مذهب اصل ، و تفسير تابع قرار داده شود . روشن است كه اين نوع تفسير خود هشدارى است براى طرفداران مذهب‌هاى مختلف تا بدون دليل محكم و استدلال متين ، آيه‌اى را مطابق مذهب خود تفسير نكنند ، بلكه آنچه حق است روشن نمايند . 4 . اين كه به طور قطع بگويد : مراد خداوند چنين است بدون اين كه دليلى داشته باشد . 5 . تفسير با استحسان و هواى نفس . « 1 » 6 . مرحوم فيض كاشانى تفسير به رأى را بر دو معنا قابل حمل مىداند : يكى اين كه مفسر ، رأى و عقيدهء خاصى مطابق هواى نفس خود داشته باشد ، آن گاه آيه‌اى را بر آن تطبيق مىدهد تا براى عقيدهء خود دليل بياورد و بر صحت آن استدلال كند ، اگر چه آيهء قرآن عقيده و رأى مذهب او را نمىرساند . 7 . ديگر اين كه مفسر تنها به ظاهر الفاظ - آن هم در آياتى كه داراى الفاظ مبهم ، مجمل ، عام و خاص ، تقديم و تأخير ، اضمار و حذف و . . . هستند - بسنده كند ، بدون اين كه جهات ادبى ، وجوه آيات و شناختى نسبت به روايات داشته باشد ، و تنها به مجرد ظاهر كلام به تفسير قرآن مبادرت ورزد . « 2 » 8 . علامه طباطبايى رحمه اللّه به دو نكتهء اساسى در معناى تفسير به رأى كه برگرفته از روايات است اشارت مىنمايد : الف . اضافهء رأى به ضمير ( ه ) در روايات تفسير به رأى ، استقلال ، استبداد و خودسرى در رأى را مىفهماند كه مفسر بدون استمداد از آيات ديگر قرآن ، تنها بر فهم كلام عربى تكيه كند و مستقلا رأى دهد .

--> ( 1 ) ر . ك : الاتقان فى علوم القرآن ، ج 4 / 482 ، بيروت ، الكتب الثقافيه ، اين پنج معنا را سيوطى از ابن نقيب نقل كرده است ( بدون شرح و توضيحاتى كه ذيل آنها بيان شده است . ) ( 2 ) مقدمهء تفسير صافى ، ج 1 / 23 - 22 . مقدمهء الخامسة .