حسين علوى مهر

18

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

طبيب است كه به بول بيمار با آزمايش نظر مىاندازد و به بيمارى او پى مىبرد ( كه نگاه طبيب نوعى كاشفيت دارد ) . تفسير و تأويل به يك معنا است » . در « لسان العرب » چنين آمده است : « الفسر ، البيان ، فسر الشىء يفسره ( بالكسر ) و يفسره ( بالضم ) فسرا و فسّره ، ابانه ، و التفسير مثله . ابن الاعرابى : التفسير و التأويل و المعنى واحد و قوله عزّ و جلّ : « و احسن تفسيرا » الفسر : كشف المغطى ؛ « 1 » فسر به معناى بيان است ، و از باب « يفعل » ( به كسر عين ) و « يفعل » ( به ضم عين ) هر دو آمده است و تفسير يعنى آشكار كردن و شكافتن . ابن اعرابى گفته است : تفسير و تأويل به يك معنا است و تفسير در گفتار خداوند كه مىفرمايد : « و أحسن تفسيرا » « 2 » ، از فسر به معناى پرده برداشتن است » . ساير لغت شناسان نيز « فسر » را به همين معنا گرفته‌اند . نتيجه از تعريف‌هاى اهل لغت روشن مىشود كه در معناى تفسير ، بر بيان ، اظهار ، و پرده‌بردارى از معناى الفاظ ( نه پرده‌بردارى از جسم مادى ) تكيه شده است . بنابراين ، خواندن به تنهايى ، فهم و درك صرف ، پرده‌بردارى از يك جسم مادى را شامل نمىشود و از لوازم اظهار و پرده‌بردارى ، وجود خفا و پنهانى است و اگر خفا و پنهانى نباشد باز هم اظهار و كشف معنا ندارد . و « تفسير » مصدر باب تفعيل كه آن هم به معناى پرده برداشتن و كشف است ، به مقتضاى ذاتى « 3 » خود از نوعى مبالغه برخوردار است كه تفاوتى با « فسر » پيدا مىكند زيرا ممكن است « فسر » كه به مفهوم روشن كردن لفظ است به خودى خود صورت گيرد ؛ اما تفسير ، توضيح و كشف لفظ ، همراه با تلاش و كوشش است كه اگر مفهوم كلامى روشن نباشد بدون تلاش و كوشش به طور كامل پرده‌بردارى صورت نمىگيرد و خفاى آن را از بين نمىبرد . و اين تفاوت بين ترجمه و تفسير نيز وجود دارد ؛ چرا كه ترجمه تنها روشن كردن معناى لغت و

--> ( 1 ) ابن منظور ، لسان العرب ، ماده فسر ، ج 10 / 261 . ( 2 ) و لا يأتونك به مثل الّا جئناك بالحق و احسن تفسيرا ، ( فرقان / 33 ) . ( 3 ) براساس قاعدهء ( زيادة المبانى تدلّ على زيادة المعانى ) .