صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

77

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

آن نيست و به اين ترتيب بر مؤمنان معلوم ميدارد كه آنچه را كه شايسته نبوت نيست از پيامبر نخواهند . در آيات اوائل سوره تكوير نيز بهيچوجه صراحتى در اين مطلب وجود ندارد كه كسى كه از ام مكتوم نابينا اعراض نمود شخص پيامبر بوده است . ممكن است جمعى از حضار آن مجلس كه از اعيان و اشراف بودند بهنگام ورود ام مكتوم به آن مجلس چنين عملى را انجام داده باشند و اينكه در آيهء وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى خطاب متوجه پيامبر شده ، اين توجيه از باب انتقال از غايب به حاضر در كلام است و بهيچوجه نميرساند كه اعراض كننده از ام مكتوم شخص پيامبر بوده است . در هر حال ، علامه طباطبائى به شيوه علماى شيعه كوشش نموده‌اند اين حقيقت را آشكار سازند كه اين قبيل آيات قرآن كريم دلالت بر اين ندارد كه امورى خلاف مصلحت از پيامبر اكرم صادر شده است . در اينجا بسيار بجا است اشاره‌اى نيز به اين مطلب شود كه عصمت انبياء به اين معنى كه انسان نبى هرگز واجبى را ترك نمىكند و هرگز فعل حرامى از او صادر نميشود چگونه قابل تفسير است . هر انسانى طبيعتا در معرض انحراف و آلودگى است و اينكه چنين چيزى درباره انبياء متصور نيست به چه معنى است ؟ آيا قوه قاهره‌اى آنها را از معصيت باز ميدارد ؟ آيا فرشته‌اى همواره آنها را همراهى مىكند ؟ حقيقت مسأله چيست ؟ مرحوم استاد مطهرى در جزوه « وحى و نبوت » بيان محققانه‌اى در اين باب دارد كه مفيد است آن را در اينجا بياوريم . بيان مرحوم مطهرى شامل نوع چهارم از عصمت انبياء يعنى عصمت از اشتباه و خطا در امور زندگى نيز مىشود اين بيان را نقل مىكنيم و چيزى بر آن نمىافزائيم .