صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
47
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
است 26 » . در حديث ديگرى در مورد كسانى كه براى حل اختلاف و خصومت به او مراجعه مىنمودند تأكيد نموده كه اگر هم اينان از آشنايان و نزديكترين افراد وى باشند . او به آنچه در دلهاى آنها مىگذرد آگاه نيست : « من يك بشر هستم ، شما براى حل خصومت پيش من مىآئيد ، شايد بعضى از شما در اقامهء دليل قوىتر از ديگرى باشد و من بر اساس آنچه مىشنوم قضاوت مىكنم . اگر من از روى بىاطلاعى ، حق يكى را به ديگرى واگذار نمودم ، او آن را نگيرد زيرا اين براى او قطعهاى از آتش است 27 . يكى ديگر از شواهد ، داستان خاندان « بنى ابيرق » است . اين خاندان در مورد يك سرقت پيش پيامبر آمدند و آنچنان از شخص متهم به سرقت دفاع كردند كه پيامبر بر خلاف واقع ، به برائت او معتقد گرديد و « قتادة بن نعمان » را ملامت كرد كه چرا به انسانهاى بىگناه تهمت زده است و فرمود : « اى قتاده عليه خاندانى كه نام آنها به مسلمانى و شايستگى برده مىشود قصد بد كردى و آنها را بدون دليل به سرقت متهم ساختى » . پس ازين گفتار ، هنوز لحظاتى بر پيامبر نگذشته بود كه اين آيه نازل شد : . . . وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً . ( النساء - 105 - 106 ) از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمائى و از خداوند طلب آمرزش نما كه خداوند آمرزنده و مهربان است . با نزول اين آيه بر پيامبر معلوم شد كه « بنى ابيرق » به وى خيانت كرده و او را به امرى خلاف واقع معتقد ساختهاند و به علت عتاب و توبيخ بيجائى كه در حق قتاده كرده بود از خدا طلب مغفرت كرد 28 . ما دو مسأله را بر شمردهايم ، يكى اينكه پيامبر به هنگام دريافت وحى از