صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
42
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ . ( انفال - 68 ) هيچ پيامبرى حق ندارد اسيرانى از دشمن بگيرد تا كاملا بر آنها پيروز شود ( و جاى پاى خود را در زمين محكم كند ) . شما متاع ناپايدار دنيا را مىخواهيد ( و مايليد اسيران بيشترى بگيريد و در برابر گرفتن مالى آزاد كنيد ) ولى خداوند سراى ديگر را ( براى شما ) مىخواهد و خداوند قادر و حكيم است اگر فرمان سابق خدا نبود ( كه بدون ابلاغ امتى را كيفر ندهد ) ، مجازات بزرگى به خاطر چيزى كه ( از اسيران ) گرفتيد به شما مىرسيد . 18 شبيه همين موأخذه شديد ولى غير مستقيم را در قصهء « عبد اللّه بن مكتوم » كه مردى نابينا بود مىبينيم . پيامبر با سران قريش مشغول صحبت بود و در دلش اين اميد را مىپرورانيد كه آنها ايمان بياورند و از اين راه اسلام در ميان همهء اعراب منتشر شود . درين حال عبد اللّه بن مكتوم كه مردى نابينا بود وارد شد و پيامبر به ملاحظه اينكه ورود اين مرد در جمع سران قريش خوشايند آنها نيست و موجب تنفر و بهانهگيرى و گوش نكردن به دعوت پيامبر مىشود ، از ابن مكتوم اعراض كرد . او هنوز نمىدانست كه بر اساس سنت خداوندى ، نخستين پيروان انبياء و مصلحان ، طبقهء فقير و متوسط جوامع مىباشند نه سردمداران بزرگ فساد و تباهى و خوشگذرانان و فرمانروايان 19 . در اين جريان ، آيات سورهء « الاعمى » نازل شد : عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى ، وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى ، أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى وَ هُوَ يَخْشى فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ . ( الاعمى 1 - 11 ) روى در هم كشيد و رخ برتافت براى اينكه نابينا آمدش . و چه دانى شايد او پاكى پذيرد يا پند گيرد سپس پند و اندرز او را سود دهد . اما كسى كه خود را بىنياز پنداشت ( از پند تو و قرآن ) . پس تو به او روى آورى و به وى پردازى . با آنكه باكى بر تو نيست كه او پاكى نپذيرد . و اما آنكه نزد تو آمده مىكوشد ( در طلب حق ) . در حالى كه مىترسد ( از خدا ) . پس تو از او روى مىگردانى