صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
36
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
كه مرا ترك ميگويد ، آنچه گفته در قلبم محفوظ مانده است » . 11 درين حديث ، پيامبر از چگونگى دو شكل از وحى پرده برداشته كه يكى القاء يك گفتار سنگين بر قلب او بود و در آن هنگام پيامبر صداى بهم پيوستهاى چون صداى زنگ و دراى را مىشنيد 12 و ديگرى ظهور جبرئيل به صورت مأنوس يك انسان بود كه نه تنها رعبى ايجاد نمىكرد بلكه با گفتار خود به پيامبر اطمينان و آرامش مىبخشيد . ترديدى نيست كه حالت اول ، كوبندگى و سنگينى خاصى بهمراه داشت . قرآن هم در اين مورد ميفرمايد : إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ( المزمل 4 ) ما گفتار سنگينى بر تو القاء خواهيم كرد در اين حالت بود كه عرق بر پيشانى پيامبر مىنشست . عايشه ام المؤمنين مىگويد : « در يك روز خيلى سرد پيامبر را ديدم كه وحى بر او فرود آمد و پايان يافت و از پيشانى پيامبر عرق فرو ميريخت » . 13 گاهى سنگينى وحى در اين حالت به حدى مىرسيد كه اگر پيامبر سوار مركب بود ، مركب زانو ميزد و بر زمين مىنشست . يك بار وحى در حالى وحى بر پيامبر فرود آمد كه زانويش بر روى زانوى زيد بن ثابت بود و آنچنان به زانوى زيد سنگينى كرد كه گوئى ميخواهد آن را متلاشى كند . 14 حالت دوم از وحى ، كم فشارتر و مناسبتر بود ، نه صدائى شنيده ميشد و نه از پيشانى عرق ميريخت و چون ميان القاء كننده و پذيرنده يك تشابه شكلى وجود داشت ، هم كار فرشتهء امين وحى آسان بود و هم پيامبر برگزيدهء عزيز به آسانى وحى را مىپذيرفت . آنچه مهم است اين است كه پيامبر ( ص ) در هر دو حالت علاقهء شديد داشت كه آنچه را كه وحى مىشود نگاهدارد و به اين جهت در توصيف حالت اول مىگويد : « و چون قطع مىشود مطالب را دريافته و مقصود را فهميدهام » .