صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

159

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

بعضى از علماء گفته‌اند اختلاف لهجه‌ها چيزى نيست كه تنوع در لفظ و معنا را بوجود بياورد 21 . مثلا اظهار ، ادغام ، روم ، اشمام ، تخفيف ، تسهيل و نقل و ابدال حالات متنوع اداء يك لفظ هستند ولى اين تنوع به معناى كثرت الفاظ نيست . ولى ممكن است كسى اين تنوع را به معناى كثرت الفاظ بگيرد و به همين جهت ما اين عقيده را از اين نظر تضعيف نمىكنيم و ضعف آن را از جهت ديگر ميدانيم و آن اينست كه با توجه به انواع ديگرى از اختلافات كه در قرائت قرآن وارد شده و به آن خواهيم رسيد منحصر نمودن معناى « احرف سبعه » به اختلاف در لهجه‌ها درست به نظر نميرسد . در تفسير حروف هفتگانه به معناى اختلاف لهجه‌ها مشكل اين بود كه فقط با تنوع در كيفيت‌هاى اداى يك لفظ مواجه بوديم ولى در تفسير آن به معناى اختلاف لغات - كه بعضى از علماء آن را گفته‌اند - مشكل ديگرى وجود دارد . به كار بردن لغات مختلف براى معناى واحد معناى واقعى تعدد الفاظ را دربردارد و اگر ممكن بود ما انواع تعدد الفاظ را كه از اين راه پيدا مىشود در زبان عربى بىكم و زياد در هفت نوع منحصر كنيم و اين حصر را بدون ترديد بپذيريم ميگفتيم مراد از « احرف سبعه » همينست كه بعضى از الفاظ قرآن را با هفت لفظ كه همگى مفيد يك معنا باشند ميتوان قرائت كرد ، و با اين بيان خود را از جدلهاى بيفايده نجات ميداديم . ولى بر هر صاحب بصيرتى واضح است كه اين حرف نيز كاملا بىدليل و غير قابل قبول است و هيچ فرقى نمىكند كه ما اين هفت لغت را به معناى لغت‌هاى قريش ، هذيل ، تميم ، أزد ، ربيعه ، هوازن و سعد بن بكر بگيريم 22 يا به معناى فقط لغت‌هاى قبائل مضر كه عبارت باشد از هذيل ، كنانه ، قيس ، ضبه ، تيم الرباب ، اسد بن خزيمه و قريش 23 كه در هر دو صورت با مشكل مواجه هستيم . زيرا در قرآن كريم الفاظ ديگرى از لغات قبايل ديگر عرب نيز وجود دارد كه همه آنها در لغت قريش مرادف دارند . « ابو بكر واسطى » 24 در كتاب الارشاد فى القرأءات العشر