صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

160

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

رقم اين لغت را تا چهل لغت ذكر كرده است ، وى گفته « اخسؤوا » در لغت قبيله « عذره » به معناى « اخزوا » و واژه « بئيس » در لغت قبيله « غسان » به معناى « شديد » ، و واژه « لا تغلوا » در لغت قبيله « لخم » به معناى « لا تزيدوا » ، و واژه « حصرت » در لغت قبيله « يمامه » به معناى « ضاقت » ، و واژه « هلوعا » در لغت قبيله « خشعم » به معناى « ضجرا » و واژه « الودق » در لغت قبيله « جرهم » به معناى « المطر » مىباشد 25 . ابن عبد البر 26 نيز اين نظر را كه منظور از سبعة احرف ، هفت لغت باشد بعيد شمرده و گفته « اگر منظور هفت لغت ميبود ديگر جا نداشت كه در اوائل امر مسلمانان به قرائت يكديگر خرده بگيرند چون لغت هر كس براى او كاملا جنبه طبيعى دارد و جاى خرده‌گيرى نيست . همچنين عمر بن خطاب و هشام بن حكيم كه در قرائت با يكديگر اختلاف داشتند هر دو از قريش بودند و چگونه ممكن بود كه عمر قرائت بر شيوه قريش را بر هشام خرده بگيرد 27 » . بعضى از اهل بحث خواسته‌اند اين مشكل را با اين نظر بر طرف كنند كه منظور از هفت ، كثرت است نه معناى واقعى عدد هفت ولى ما قبلا ضعف اين نظر را روشن كرديم و گفتيم كه در چنين موردى نميشود از عدد ، معناى واقعى آن اراده نشود . اينكه علماء از ميان مجموع نظرهائيكه در تفسير « احرف سبعه » گفته شده چند نظر ياد شده در بالا را مورد توجه قرار داده و دربارهء آنها به بحث پرداخته‌اند براى ما كاملا طبيعى است ولى ما از اين تعجب مىكنيم كه پاره‌اى از علماء براى پيدا كردن معنايى براى احرف سبعه به مطالب كاملا نادرستى پناه برده‌اند كه هيچ دليل و تأييدى در كنار آن نيست و شديدا اين را محكوم مىكنيم اينان گمان كرده‌اند كه با اين حرفها براى اين حديث يك نوع تفسير باطنى و عميق بيان كرده‌اند و چيزى را درك كرده‌اند كه مردم درك نكرده‌اند . از جمله اين مطالب نادرست اين عقيده است كه مراد از احرف سبعه هفت علم است به اين ترتيب : علم انشاء و ايجاد ، علم توحيد و تنزيه ، علم صفات ذات و علم