صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
123
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
مطلب پنجم اينست كه عثمان بهر قسمت از سرزمينهاى اسلامى يك نسخه از اين مصحف جديد را فرستاد و صلاح ديد كه براى از ميان بردن هر گونه نزاع تمام صحيفهها و مصحفهاى ديگر سوزانده شود . همچنين معلوم مىشود ، حذيفة بن اليمان تنها فردى نبوده كه از اختلاف مسلمانان در چگونگى قرائت قرآن ناراحت و بيمناك گشته بود بلكه چون اين اختلاف در قرائت دامنهدار شده بود ، عموم اصحاب پيامبر از اين وضع مضطرب شده بودند . و خود عثمان نيز وقتى ازين جريان مطلع شد ناراحت و بيمناك گرديد و به همين علت بود كه فكر كرد بايد علاج واقعه را قبل از وقوع بكند . « ابن جرير طبرى » در تفسيرش خبرى را از طريق « ايوب » از « ابى - قلايه » نقل و به اين موضوع اشاره مىكند ، وى در اين نقل آورده كه ابو - قلايه گفت : « در دوران خلافت عثمان ، معلمانى گماشته شده بودند كه به پسر بچهها قرائت قرآن ياد مىدادند . معلمى طورى ياد ميداد و معلمى ديگر طور ديگرى . در نتيجه هر وقت پسر بچهها با هم جمع مىشدند ، به علت اين اختلاف در قرائت با هم به نزاع مىپرداختند . تا اينكه اين نزاع به سطح معلمان رسيد و پارهاى از آنها پارهاى ديگر را به اختلاف در قرائت تكفير كردند . عثمان وقتى از اين جريان با خبر گرديد ، براى مردم خطبهاى خواند و در آن چنين گفت : « شما كه پيش من هستيد اينطور در قرائت قرآن اختلاف مىكنيد و غلط مىخوانيد ، آنان كه در سرزمينهاى ديگر هستند و از من دورند به اختلاف و غلط خوانى شديدترى دچار هستند . اى اصحاب محمد جمع شويد و متن واحدى از قرآن را بنويسيد كه سرمشق همه ، فقط همان باشد 56 . » آنچه زمينه را براى اختلاف در قرائت آماده مىكرد اين بود كه در مدت طولانى ميان وفات پيامبر ( ص ) و روزهائى كه عثمان همه را تابع يك مصحف نمود ، مصحفهاى مشهور ديگرى غير از مصحف حفصه در ميان مردم وجود