محمد تقي الأستر آبادي

ديباچه 22

شرح فصوص الحكمة

حسى را گرد مىآورد و آنها را همانند يا مشابه امور معقولى مىسازد . اين قوه هرگز از كار و عمل باز نمىايستد در موقع بيدارى بر روى صور خارجى مكتسب به وسيله حواس كار مىكند و به هنگام خواب بر روى صور درونى ( ذهنى ) اثر مىكند و رؤياها را پديد مىآورد . خلاصه قواى نفس در آخرين تحليل منجر به چهار قوه مىشوند كه عبارتند از : 1 - مصوّره 2 - وهم 3 - حافظه 4 - مفكره و مخيّله مفكّره و مخيّله دو نام از يك قوّه هستند كه بنا به لحاظ مختلف مورد استعمال قرار گرفته‌اند . حالا ببينم در مجموع اين مطالب چه قسمت‌هائى منحصرا مربوط به فارابى است ؟ در اثرى به نام « مقالة فى ماهية النفس » كه بوسيلهء فارابى نگارش يافته و ما در جزء جزء آن نظريه‌اش را در باب اين مسأله مطالعه كرده‌ايم بدين جا رسيديم كه مباحث آن در حكمت اسلامى بطور كلى نيست ولى بر عكس ما بسيارى متون در اين باب در دسترس داريم كه به ما اجازه ميدهند انديشه‌هاى عمده‌اى كه در بالا ذكر شد از آنها استنتاج نمائيم و ما در اين ميان دو اثر عمده را كه شامل نظريهء معلم ثانى است و به حد كافى بسط يافته مورد بحث قرار مىدهيم . اوّلين اين متون در تأليفى كه به نام « آراء اهل المدينة الفاضله » است كه در آنها فارابى نحوهء ايجاد قوى را مورد بررسى قرار داده است و طبق رأى او قوى را بدين گونه از هم ممتاز دانسته است : 1 - القوى الغاذية يا استعداد تغذيه 2 - القوى الحسية يا استعداد حسّى 3 - القوى المتخيّلة يا استعداد تخيّلى كه مربوط به تأثرات حواس است در فقد و غيبت امور محسوس . اين استعداد موجب تركيب يا تجزيه و انفصال