محمد تقي الأستر آبادي
ديباچه 18
شرح فصوص الحكمة
بر عكس آن حاجى خليفه از كتابى ياد مىكند تحت عنوان « الفصوص فى الحكمة » منسوب به شيخ محمد بن . . . الفارابى مفسر آن امير اسماعيل « 1 » است . ديتريچى « 2 » كه اولين ناشر اين اثر است بسيارى از دستنويسهاى منسوب به فارابى را مورد مطالعه قرار داده است و براى نسخهء چاپى حيدرآباد هم مؤلف ديگرى را شناخته است « 3 » . هورتن « 4 » و كسان ديگرى چون او كه به مطالعه و تحقيق دربارهء فارابى اشتغال ورزيدهاند در اين انتساب مواجه با مشكل تازهاى شدهاند . اشتين شنيدر « 5 » به سادگى اصلاحى در عنوان كتاب قائل مىشود و كلمه « فصول » را جانشين « فصوص » مىسازد . اين امر نشانهء آن است كه اين مؤلف دسترسى به متن كتاب نداشته است . م . ى . مدكور « 6 » به اين اكتفا مىكند كه بگويد : « در اين جزوه كه واجد صفحات محدودى است » تقريبا مشرب كامل فارابى ملاحظه مىگردد ، و بعدا خانم گواشون در تأليف معظمش دربارهء « وجه افتراق ماهيت و وجود بر حسب رأى ابن سينا » با نظرى قاطع اظهار ميدارد كه همهء نظريهء ابن سينا دربارهء اين افتراق بالقوه در فصوص فارابى ديده مىشود « 7 » » .
--> ( 1 ) - حاجى خليفه - كشف الظنون چاپ فلوگل در هفت جلد لندن 1835 - 1858 . ( 2 ) - Dieterici ( 3 ) - كتاب الفصوص للمعلم الثانى الحكيم الفارابى حيدرآباد 1345 / 1946 . ( 4 ) - M . Horton ( 5 ) - PSteinschneider ( 6 ) - PM . I . Madkour - در كتاب « مقام فارابى در نحلهء فلسفى مسلمان » چاپ 1934 پاريس صفحه 15 . ( 7 ) - PA - M . Goichon « وجه افتراق ماهيت و وجود بنا بر رأى ابن سينا » چاپ 1937 پاريس .