محمد تقي الأستر آبادي
ديباچه 10
شرح فصوص الحكمة
219 ) و دوانى و زوراء او ( 57 ) و مير داماد ( 76 ) و استادنا ابو القاسم فندرسك ( 218 ) و در ص 79 و 155 اين شرح نزديك به آنچه كه در صناعيهء فندرسكى مىبينيم آمده و گويا شارح آن را در دست داشته است . نيز از رازى محاكم و غياث المدققين و شمساى گيلانى ( 13 و 115 ) و يكى از فضلاء ( 72 ) و بعضى دانايان ( 102 ) و يكى از دانايان ( 220 ) كه شايد از اينها صدراى شيرازى را خواسته باشد و نيز شاعر فارسيان ( 273 ) . او از خود به عبارت « فقير حقير . . . من بىبضاعت » ( 193 ) ياد مىكند . در ص 91 شرح ما از « سيد الفضلاء امير عبد الرزاق كاشى » ياد مىشود . او همان سيد امير عبد الرزاق فرزند مير محمّد يوسف پزشك رضوى كاشانى است كه شاگرد مدرس سلطان العلماء خليفه سلطان بوده است در حديث و فقه و اصول ، و هم شاگرد ميرزا عيسى تبريزى اصفهانى پدر مولى عبد اللّه افندى نگارندهء رياض العلماء نزد همان خليفه سلطان ( رياض العلماء در سر گذشت پدر خودش ) او نسخهاى از شرح الهداية صدراى شيرازى را در شهر قم در هنگامى كه حاشيهء قديم شرح تجريد و شرح مختصر عضدى را نزد همان سلطان العلماء مىخوانده است در 5 شعبان 1046 نوشته است ( فهرست دانشگاه 3 : 287 ش 295 ) و از او است البرهان على الخطأين ( فهرست سپهسالار 3 : 249 ش 4 / 697 و 7 / 1013 ) سرگذشت او در قصص خاقانى شاملو ( ش 2686 و 3948 مجلس ) هست و در آن آمده كه وى اكنون در سال 1076 در كاشان مىزيسته و گوشهاى گزيده است ( نيز شجرهء طيبهء محمّد باقر رضوى ص 469 و 470 - اعلام الشيعة تهرانى سدهء 11 نسخه خطّى به گفتهء آقاى على نقى منزوى ) او پدر مير عبد الحى رضوى مؤلف حديقة الشيعة است در فلسفه كه نكتههاى تاريخى سودمندى دربارهء صفويان دارد ( ش 7107 دانشگاه - فهرست مجلس 10 : 1752 ش 3770 نوشتهء 1129 - فهرست كتابخانهء مرعشى ، قم ، از سيد احمد حسينى اشكورى 3 : 295 ش 1124 نسخهء اصل مقابله كردهء خود مؤلف