مهدى محقق و توشى هيكو ايزوتسو

مقدمه 58

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى )

و سير رضيّه و شيم مرضيّه عديل و نظير ندارد ، و از ساير سادات عظام زمان خود بلكه از اكثر علما و فضلاى عصر ، بجودت طبع و حدّت ذهن و طلاقت لسان و لطافت بيان امتياز تمام دارد . و از زمان طفوليّت تا حال همواره تخم مهر و محبّت در فضاى ضمير صغير و كبير مىكارد ، و اهالى و افاضل نسبت به آن سرور ذريّهء خير المرسلين التفات بسيار داشتند و دارند . سالها در مشهد مقدّسه رضويّه على ساكنها السّلام ساكن بود و بطلب علوم مشغولى مىنمود ، و اكثر متداولات معقول و منقول را مطالعه فرمود ، و در اندك زمانى در ميدان تحقيق مسائل شفا و اشارات ، و توضيح اشكال رسائل رياضيّات و حكميّات قصب السّبق از اقران در ربود ، و با وجود صغر سن مهارتش در فنون علوم به جائى رسيد كه در اكثر مطالب عاليهء حكميّات و رياضيّات رسائل و حواشى تصنيف نمود . و بعد از آن از مشهد مقدّسه سفر كرده خود را بدار السّلطنهء قزوين رسانيد ، و مدّتى نيز در اردوى معلّا بدرس اشتغال نمود ، نقوش دقايق طبع نقّاد و ذهن وقّاد خود را بر صحايف ضماير علما و فضلا ظاهر گردانيد . و در شهور سنهء ثمان و ثمانين و تسعمائة از دار السّلطنهء قزوين به قصد زيارت مشهد مقدّسهء رضويّه بدار المؤمنين كاشان خراميد ، و روزى چند درين جانب ساكن گرديد و در آن اوقات فقير حقير بملازمت آن قبلهء ارباب دانش و بينش رسيده ، آن مقدار صفات حميده و نعوت پسنديده ، چه علمى و چه عملى ، از او مشاهده شد كه زبان قلم از شرح شمّه‌اى از آن قاصر است . و أيضا در آن زمان ميان اين كمينه و آن والى كشور فضل و احسان چنان موافقتى و آشنايى پديد گشت ، كه رياض انس و حدايق مودّتى كه پژمرده گرديده بود ، در دو سه نوبت صحبت صفت خضرت و نضارت پيدا كرد ، و بمجالست و مجاورت آن قطب فلك معانى دل و جان را چنان الفتى و مؤانستى حاصل گرديد كه اين بنده شرح نبذه‌اى از آن بوسيلت تلفيق الفاظ و تركيب كلمات از جملهء محالات مىداند ، لا جرم دعاى آن