مهدى محقق و توشى هيكو ايزوتسو

مقدمه 59

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى )

ذت را بر توضيح آن صفات راجح دانسته به اين نظم اكتفا مىنمايد . شعر : غبار غم به تو اى سرو نو جهان مرساد * بهار عمر ترا آفت خزان مرساد بنفشهء خط سبزت مباد پژمرده * به لاله‌زار رخت رنگ زعفران مرساد امّا با وجود كمال در هر وادى از فنون فضائل ميلش بشاعرى بيشتر بود ، و اكثر اوقات اشعار آبدار بر لوح اعتبار نقش مىنمود ، و بطريق مشايخ كبار به گفتن رباعيات توجّه و ميل مىفرمود ، و در آن چند روز كه در كاشان تشريف داشتند ، از بحر طبع گوهر خيز ، جوهرى چند بساحل ظهور رسانيد كه دست تصوّر هيچ غوّاصى بگرد آن نمىتواند رسيد ، و اين رباعى از آن جمله است ، رباعيّه : اى عشق مگر مايهء بود آمده‌اى * كز سر تا پا تمام سود آمده‌اى نقصان تو از چشم بد كس مرساد * كارايش دكّان وجود آمده‌اى امّا در اين اوقات كه اين كمينه از جمع و تأليف اين خلاصه فى الجمله فارغ شده بود ، اعنى شهور سنهء ثلث و تسعين و تسعمائه ، سيادت پناه مشار اليه بار ديگر بدار المؤمنين كاشان تشريف شريف ارزانى فرموده ، و در وادى شاعرى چندان ترقّى ازو مفهوم گشت ، خصوصا در فنّ قصيده و طرز مثنوى كه زياده بر آن نتوان بود . و الحقّ بىشائبهء اغراق و مبالغه مىتوان گفت كه تا صيت سخن سرايان بلاد خراسان فرو نشسته ، چون او بليغى از آن طرف برنخاسته ، و تا بستان فضل در بلاد فارس و عراقين سر سبز شده چون او بلبلى بهزاردستان ترنّم نيامده . منظومات قصايد پر جزالتش بر مقتضاى اذهان درّاك نواى عشّاق آفاق شده ، و استعارات مثنويات با سلاستش بر اقتضاى افهام راست ، غذاى پرده سرايان حجاز و عراق آمده . مثنوى مخزن الاسرار شيخ نظامى را تتبّع نموده ، و به آن طرز أبيات تازه و معانى بىاندازه در سلك نظم ترتيب داده ، مقالات توحيدش در غايت تازگيست ، و مناجات و نعتش در نهايت نازكى ، مجازاتش بحقيقت بس دلبر است ، و معانيش بدرستى و بلندى معجز نما ، حروفش