قادر فاضلى
62
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )
من شراب حبّ را كاسه كاسه پشت سر هم مىنوشيدم ، نه شراب تمام مىشد و نه من سيراب مىگشتم . شايد علت بى نهايت بودن حبّ اين باشد كه محبوب حقيقى ذات احديّت است كه در اشكال گوناگون جلوهگر مىباشد . هركه هرچه مىجويد در واقع خدا را مىجويد ولى ممكن است راه را اشتباه رفته باشد كه : در رخ ليلى نمودن خويش را * سوختن مجنون خام انديش را مَثَل آنهايى كه ظاهراً غير خدا را محبوب خود قرار دادهاند مانند مَثَل تشنهاى است كه از دور سرابى را مىبيند و به سوى آن مىرود ولى وقتى مىرسد از آب اثرى نمىيابد ولى در همان حال خدا را در آنجا مىيابد . وَالَّذينَ كَفَرُوا اعمالُهُم كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمئانُ مآءً حَتّى اذا جآءَهُ لَم يَجِدهُ شَيئاً وَ وَجَدَ اللّهَ عِندَهُ . « 1 » پس حبّ در همه چيز سريان و جريان دارد و همه مُحِبّند . ولى بعضى در انتخاب محبوب به بيراهه مىروند بطورى كه محبوب حقيقى را رها كرده و به محبوب كاذب رو آوردهاند بدون اينكه متوجه شوند . مراتب حبّ : از آنجايى كه حبّ بى نهايت است ضرورتاً ذو مراتب خواهد بود . يعنى وجود حبّ تشكيكى است همانگونه خودِ وجود تشكيكى است . كما اينكه خود ما در زندگى روزمرهء خويش چندين مرتبه بدان اشاره مىكنيم ، مثلًا مىگوييم من فلان كس را از فلان كس ديگر بيشتر دوست مىدارم يا من فرزندم را بيش از خواهرزاده يا برادرزادهام دوست دارم .
--> ( 1 ) - نور ، 39