قادر فاضلى

63

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )

همانطورى كه حبّ به امور طبيعى و مادى داراى مراتب است ، حبّ به ماوراء طبيعت ، به ذات اقدس الوهيت نيز داراى مراتب است . عدّه‌اى هستند كه هم خدا را دوست مىدارند و هم امور مادى و دنيوى را ، به گونه‌اى كه اگر آنها را در بين اين دو مخيّر كنى و در انتخاب يكى از آنها مجبور ، نمىدانند كه كدام را انتخاب كنند . عدّه‌اى هم هستند كه دنيا را از خدا بيشتر دوست مىدارند . و عده‌اى ديگر براى دنيا در مقابل خدا اصلًا ارزشى قائل نيستند . بطورى كه وقتى تجلّى الهى را ملاحظه مىكنند از هر چيز غافل مىشوند و همه چيز در نظرشان پست و بى ارزش مىشود و به قول مولوى : صورتگر و بت سازم هرلحظه بتى سازم * چون روى تو را بينم در پيش تو بگدازم صد نقش برآميزم با روح درآويزم * چون نقش تو را بينم در آتشش اندازم حضرت مولى الموحدين على عليه السلام در مورد متقين مىفرمايد : عَظُمَ الْخالِقُ فى انْفُسِهِمْ وَ صَغُرَ مادُونَهُ فى اعيُنِهِم . « 1 » خداوند در جانشان عظيم شده و غير خدا در ديده آنان صغير شده است . پس اين گروه فقط خدا را دوست مىدارند . عدّه‌اى هم هستند كه هم خدا و هم غيرخدا را دوست مىدارند منتهى نه از آن جهت كه آنها هم به خودى خود چيزى هستند بلكه از آن جهت كه آنها صنع الهى و مخلوق اويند . به قول شاعر : كُلُّ مَنْ فى حِماكَ يَهواكَ لكِنْ * انَا وَحدى لِكُلِّ مَنْ فى حِماكَ هرچه در قرقگاه تو هست هواى تو را دارد ، من به تنهايى هواى همه را دارم . يعنى من همه آنها را دوست دارم بدان جهت كه آنها تو را دوست دارند . سعدى مىفرمايد : به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست و به قول محيى الدين عربى :

--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه همام ، 184