قادر فاضلى

61

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )

حقيقت حبّ : حبّ از كيفيات نفسانى است كه دَرْكَش بديهى ولى تعريفش بسيار مشكل مىباشد . هر تعريفى كه براى حبّ شود ، تعريف شرح الاسمى خواهد بود نه حقيقى . و به قول محيى الدين عربى : الْحُبُّ ذَوقٌ وَلاتَدْرى حَقيقَتَهُ * الَيسَ ذاعَجَبٍ وَاللّهِ وَاللّهِ « 1 » حبّ چشيدنى است ولى حقيقتش را نمىتوانى درك كنى . تو را به خدا آيا اين چيز عجيبى نيست ! ؟ و به قول شاعر ديگر : لايَعرِفُ الحُبَّ الّا مَن يُكابِدُهُ * وَلَا الصَّبابَةَ الَّا مَنْ يُعانيها « 2 » حبّ را نمىشناسد مگر كسى كه درد حبّ به كبد او رسيده باشد [ يعنى درد حبّ تمام وجودش را به خود بپيچد ] و عشق را هم كسى نمىشناسد مگر آنكه خستگى و رنج آن را چشيده باشد . البته منظور از شناخت ، شناخت ذوقى و شهودى است نه شناخت علمى . نكته قابل توجه ديگر اين است كه ، حبّ حدّ و مرزى ندارد . كسى هم تاكنون براى او چارچوبى معين نكرده است ، كه خود اين نشانه عظمت و بىنهايتى حبّ است . خاصيّت حبّ : خاصيّت مهم حبّ اين است كه هر مقدار در آدمى زياد مىشود عطش او نيز به مراتب بيشتر مىشود . يعنى زيادى حبّ نه تنها آدمى را سيراب نمىكند بلكه شوق او را به حبّ نيز زيادتر مىكند و به قول شاعر : شَرِبْتُ الحّبَ كَأْساً بَعدَ كَأسٍ * فَما نَفِدَالشَّرابُ وَ مارَويتُ « 3 »

--> ( 1 ) . الحب والمحبة الالهية ص 26 ( 2 ) . شرح فصوص الحكم قيصرى ص 44 ( 3 ) . شرح فصوص الحكم قيصرى ص 196