قادر فاضلى

40

نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )

دهد . تمامى خودفروشيها و تن به ذلّت دادنها ناشى از روشن نشدن اين دو مساله است و قرآن كريم به بهترين وجه اين را آشكار نموده است . براى همين است كه دشمنان خدا و انسان در جوامع اسلامى سعيشان بر اين است كه قرآن را از مردم بگيرند ، كه آن رجل سياسى انگلستان در پارلمان آن كشور قرآن را به دست مىگيرد و بلند مىكند و مىگويد : تا زمانى كه اين كتاب و اين خانه ( يعنى كعبه مكرّمه ) در ميان مسلمين هست ما نمىتوانيم بر آنها پيروز شويم . و راست هم مىگفت . زيرا قرآن كتاب خودشناسى است و انسان وقتى خود را شناخت و فهميد كه او خليفه خدا است و تنها بايد خدا را عبادت كند و لاغير . ديگر گردن او نزد هيچ قدرتى غير از خدا خم نمىشود . اگر تمام دنيا عليه او متّحد شود لحظه‌اى محزون و خائف نمىگردد . وقتى قرآن را از مردم گرفتند يعنى نقش قرآن را از بين بردند و فقط براى خواندن در قبرستانها اختصاص دادند و از به اجرا درآمدن دستورات و احكام اخلاقى و فكرى و حقوقى و اجتماعى و سياسى و نظامى و . . . قرآن جلوگيرى كردند . در اين صورت جامعه اسلامى سقوط خواهد كرد و راه نجاتى هم ندارد و اين نقشه به كرّات در جوامع اسلامى تجربه شده است . تا وقتى جوامع اسلامى با قرآن بوده‌اند موفّق و آزاد و متكامل بوده‌اند ، هنگامى كه از قرآن دور شده‌اند سقوط كرده‌اند . يكى از تزهاى محمد عبده اين بوده است كه ، ما بايد به قرآن برگرديم و مردم را قرآنى بار بياوريم . پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم مىفرمايد : انّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى ما انْ تَمَسَّكتُم بِهِما لَنْ تَضِلُّوا ابَداً من در ميان شما دو چيز سنگين را باقى مىگذارم كه كتاب خدا و خانواده من است . مادامى كه به اين دو تمسك بجوييد هيچگاه گمراه نخواهيد شد . بنابراين ما براى حفظ كيان و استقلال و حرّيّت خود مجبور هستيم كه با قرآن باشيم و در او غور و تأمّل داشته باشيم و مفاهيم آن را از او استخراج كرده و