محمد غفورى

57

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )

فى الحوادث النجديه » ، « شيخ ابراهيم بن محمد بن عبدالله بن رجب راوى صوفى رفاعى » ( 1276 - 1365 ه . ق ) ؛ « 1 » « الوهابيه ، مقالة نقديه » ، « حامد الگار » ؛ « الوهابيه » ، « سامى قاسم امين مليجى » ؛ « اللامذهبيه أخطر بدعة تهدد الشريعة الاسلاميه » و « السلفيه مرحلة زمنية مباركة لامذهب اسلامى » ، « محمدسعيد رمضان البوطى » ، حسين صابرى كتاب دوم بوطى را با نام « سلفيه بدعت يا مذهب » ، ترجمه كرده است ؛ « سلفىگرى وهابى » ، « حسن بن على سقاف » ، ترجمه حميد رضا آژير . به نظر مىرسد با گذشت زمان ، وهابيت به سبب اشتراكات فقهى و عقيدتى ، با بيشتر اهل‌سنت سازگارى فراوانى يافتند و در مقام عضوى از جامعه اهل‌سنت پذيرفته شدند ، اما با شيعه در بيشتر مسايل عقيدتى - سياسى اختلافات عميق داشتند و تفكر شيعى را بزرگ‌ترين و اصلىترين مانع و مشكل بر سر راه خود يافتند ؛ ازاين‌رو بيشتر علماى وهابى ، تشيع را در رأس حملاتشان قرار داده‌اند و در مبارزه با تفكر شيعه ، از هيچ اتهام و افترايى دريغ نكرده و جان و مال شيعيان را ، همچون كفار ، مباح دانسته‌اند . ازاين‌رو با گذشت زمان ، نزاع سنتى شيعه و سنى ، بيش از همه به رويارويى شيعه با تفكر وهابىگرى مبدل شد . البته كم نيستند دانشمندان سنى كه هنوز نيز پرتلاش و پركار براى رد و طرد انديشه وهابيت مىكوشند ، ولى متأسفانه بيشتر اهل‌سنت به دلايل گوناگون ، از جمله رقابت با شيعه ، وهابيت را به رسميت شناختند و اكنون وهابيت در نزاع با

--> ( 1 ) . الذريعه ، ج 10 ، صص 235 و 236 .