محمد غفورى

41

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )

554 ه . ق ) نگاشت . شيخ « عبدالجليل رازى قزوينى » از دانشمندان شيعه كه وى نيز همچون شهاب‌الدين در ميانه سده ششم هجرى در رى مىزيست ، رديه‌اى بر آن نوشت به نام « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » كه به نام « النقض » مشهور است . « 1 » نمونه ديگر « علامه حلى حسن بن يوسف بن مطهر اسدى » ( م . 726 ه . ق ) است كه بيشتر آثارش در دفاع از كيان تشيع است و يكى از آنها « منهاج الكرامه ( نهج الكرامه / تاج الكرامه ) فى اثبات الامامه » نام دارد . علامه حلى اين كتاب را براى اثبات حقانيت شيعه و رد اهل‌سنت نوشت . چند تن از علماى سنى در رد آن ، كتاب نوشته‌اند ؛ مانند « زين‌الدين سريحان بن محمد بن سريحان ملطى مصرى شافعى » ( م . 788 ه . ق ) با كتاب « سد الفتيق المظهر وصد الفسيق ابن‌المطهر » و « ابن‌تيميه احمد بن عبدالحليم حرانى دمشقى » ، فقيه حنبلى مذهب ، ( 661 - 728 ه . ق ) با كتاب « منهاج السنة النبويه » كه در آن كتاب در توهين و افترا به شيعه افراط كرده و حتى اعتراض هم‌كيشانش را نيز برانگيخته است « 2 » ؛ ازاين‌رو دانشمندان شيعه و سنى به مقابله با او برخاسته و در رد و نقض آن ، كتاب نوشته‌اند . از ميان عالمان شيعه ، « سراج‌الدين حسن بن عيسى يمانى لكنهوى » مشهور به « فداحسين » ( م . 1278 ه . ق ) در كتاب « إكمال المنة فى نقض منهاج السنه » ، « سيد مهدى بن صالح موسوى قزوينى » معروف به « كشوان » ( م . 1358 ه . ق ) با

--> ( 1 ) . ر . ك : كتاب النقض ، عبدالجليل قزوينى . ( 2 ) . الذريعه ، ج 23 ، ص 172 .