محمدمهدى فقيه بحرالعلوم
70
يحيى بن عمر علوى ( فارسى )
لهَمْ مَعَكُمْ إِمّا جَدَعْتُمْ أَنْوَفْكُمْ * مَقاماتٌ ما بَيْنَ الصَّفا وَ المُعَرَّفِ تُراث مِنْ آدِمِ وَ محمد * إلَى الثَّقْلَيْنِ مِنْ وَصايا وَ مُصْحَفِ « 1 » به جانم سوگند كه اگر قريش از كشتن خوشحال شدند ، او در روز از كشتن آنان دست بر نمىداشت . اگر ميان انبوه نيزه كشته شد ، او از گروهى است كه مرگ در بستر را نمىپسندند . شما از مصيبت او دلشاد نباشيد كه در بين اين قوم پسنديده هستند كسانى كه جانشين گذشته خود باشند . براى آنها مقامهايى ميان صفا تا عرفات است و شما حق داريد كه بينى خود را خورد كنيد . ميراثهاى مصحف و وصاياى آدم تا محمد صلىالله عليه وآله كه براى جن و انس آوردهاند . 8 . اشعارى ديگر در عزاى يحيى از على جمانى مسعودى و علامه امينى در كتاب خود ، اين اشعار را به على جمانى نسبت دادهاند : قَدْ كانَ حينَ بَدا الشَّبابُ بِهِ * يَقَقَ السَّوالِفُ حالِكُ الشَّعْرِ وَكَأَنَّهُ قَمَرٌ تَمَنْطَقَ في * أُفُقِ السَّماءِ بَدارَةُ الْبَدَرِ
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، صص 163 و 164 ؛ الغدير ، ج 3 ، ص 89 .