محمدمهدى فقيه بحرالعلوم
40
يحيى بن عمر علوى ( فارسى )
سر يحيى در مجلس حاكم بغداد حسين بن اسماعيل ، سر يحيى را براى محمد بن عبدالله ابن طاهر در بغداد برد . حاكم بغداد در شادى كشته شدن ذريه رسول خدا ( ص ) ، مجلس جشن عمومى برپا كرد و اوباش و اطرافيانش اظهار شادى كردند و به او براى پيروزى و موفقيت در كشتن فرزند رسول خدا ( ص ) تبريك گفتند ؛ از جمله كسانى كه به ظاهر براى تبريك به مجلس محمد بن عبدالله آمد ، ابوهاشم داوود بن قاسم جعفرى بود . وى مردى صريحاللهجه و فصيح بود و در اظهار عقيدهاش از حاكم و ماموران دولتى هراسى نداشت . احمد بن عبيدالله و حكيم بن يحيى مىگويند : هنگامى كه ابوهاشم وارد شد ، رو به محمد بن عبدالله كرد و گفت : « اى امير ! به تو براى كشتن مردى تبريك مىگويند كه اگر رسول خدا ( ص ) ، زنده بود ، بايد به او تسليت مىگفتند » . « 1 » حاكم بغداد از شنيدن اين سخن خاموش ماند و سكوت ترسناكى مجلس را فرا گرفت . سپس
--> ( 1 ) . مقاتل الطالبيّين ، ص 510 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 11 ، ص 213 ؛ مروج الذهب ، ج 4 ، ص 160 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 7 ، ص 129 ؛ تاريخ طبرستان ، ص 128 ؛ المنتظم ، ج 7 ، ص 40 ؛ الغدير ، ج 3 ، ص 336 ؛ تتمّة المنتهى ، ص 335 ؛ تاريخ الكوفه ، ص 383 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 530 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 4 ، ص 356 ؛ البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 5 ؛ الكنى و الألقاب ، ج 2 ، ص 226 ؛ مستدركات علم رجال ، ج 8 ، ص 292 ؛ عمدة الطالب ، ص 304 ؛ الشافى ، ج 1 ، ص 285 .