محمدمهدى فقيه بحرالعلوم
102
يحيى بن عمر علوى ( فارسى )
آنان يادكردهاند و كتابى ( مشجّرى ) نيز در نسب اين خاندان ، نگاشته است . « 1 » بررسى با آنكه در نقابت ابوعبدالله به فرمان المستعين عباسى يا در روزگار وى ، به دليل كثرت منابع تاريخى ، ترديد نمىتوان كرد ، داستانى كه آورديم ، چندان روشن نيست و از « تاريخ الأمم والملوك » طبرى و « مروج الذهب » مسعودى و « مقاتل الطالبيّين » ابوالفرج اصفهانى ( در قرن چهارم ) تا « عمدة الطالب » ابن عِنبه ( در قرن نهم ) و « زَهرة المقول » ابن شَدقَم ( در قرن يازدهم ) ، بىآنكه به راوى يا منبع ديگرى اشاره شود ، جزئيات فراوانى به آن افزوده شده است . همچنين در منابع تاريخ و انساب ، به نقيبانى پيش از روزگار ابوعبدالله محدّث برمىخوريم « 2 » كه وجودشان بر مؤسس نبودن وى در نهاد نقابت دلالت دارد ؛ مگر اينكه آنان را فاقد احكام رسمى و منصب ديوانى بدانيم ، كه البته دليل روشنى بر اين
--> ( 1 ) . علاوه بر منابع پيشين ، ر . ك : تهذيب الانساب ، شيخ الشرف عبيدلى ، ص 193 ؛ المجدى ، عمرى ، ص 171 ؛ الفخرى فى الأنساب ، مروزى ، ص 41 ؛ الشجرة المباركة ، رازى ، ص 130 ؛ لباب الأنساب ، ابن فندق ، ج 2 ، ص 541 ؛ منتقلة الطالبية ، ابن طباطبا ، صص 274 و 275 ؛ الأصيلى ، ابن طقطقى ، ص 250 . ( 2 ) . على بن محمد حِمّانى ( نقيب كوفه در هنگام شهادت يحيى بن عمر ) را مسعودى بيان كرده ( ر . ك : مروج الذهب ، ج 4 ، ص 151 ) و موارد ديگرى را نيز ما پس از اين خواهيم آورد .